یک روز در حالی که بروس در حیاط منزلم به من تعلیم می داد،یکی از دوستانم که تعریف او را شنیده بود، به قصد دیدن تمرین های ما به سراغ ما آمد.دوستم در جودو کمربند سیاه داشت وهمچنین وزنه بردار خوبی نیز بود.او چندین دقیقه در سکوت ما را نظاره کرد سپس چون استاد جوان ظاهرا" قوی به نظر نمی آمد، او تصمیم گرفت بروس لی را امتحان کند.او به بروس گفت اگر چه حرکات چالاکش از جذابیت زیادی بسیاری برخوردار هستند، ولی او میخواهد قدرت این حرکات را نیز ببیند.
بروس با خونسردی گفت:((تمرین برای امروز کافیست.))
دوستم سرسختانه خواهان مقابله و چالش با بروس بود،وقتی جلسه تمام شد او مسئله ی قدرت را دوباره مطرح کرد.
بروس از دوستم خواست حدود ۵/۱متر دورتر از استخر بایستد و در حالی که مشت خود را روی سینه ی قوی دوستم می گذاشت گفت:((خودت را محکم نگه دارمن با ضربه ی مشت شما را پرت خواهم کرد.))
دوستم که هنوز بدنش را سفت نکرده بود، گفت:((چاره ای نیست.))
بروس لی ناگهان با دست مشت کرده ی خود و با ضربه ای به فاصله ی کمتر از 3 سانتیمتر از دوستم، او را به درون استخر پرت کرد!
همچنان که دوستم از پلکان استخر بالا می آمد و آب از سر و رویش می چکید، با شرمندگی اجازه خواست که برود خود را در حمام خشک نماید.
به دنبال او وارد ساختمان شدم و او را در حالی که بر لبه ی وان نشسته بود و به سختی نفس می کشید و مشغول امتحان ریه هایش بود یافتم.او گفت:
((
باورم نمی شد، احساس کردم که با یک چکش ضربه ای بر من وارد شد!!))بعدا"، از بروس لی نحوه و چگونگی کار را پرسیدم.
او توضیح داد که:((من آرامش خود را حفظ کردم تا زمانی که تمامی عضلات بدنم را وارد عمل ساختم، و سپس تمامی نیرویم را در مشتم جمع کردم.برای اینکه نیروی زیادی را در یک زمان ایجاد کنید، باید ابتدا تمامی فکر و تمامی نیرویتان را در جهت ضربه ی وارده بر هدف مورد نظر متمرکز نمایید.))
برگرفته از کتاب ذن در هنرهای رزمی نوشته جو هیامز
برداشت با ذکر منبع ایرادی نداره
نظر فراموش نشه ![]()

