تبليغاتX

delnobahar

بروس لی : بهترین رزمی کار شناخته شده

حقایقی درباره زندگی خارق العاده ی بروس لی، اسرار شیوه های کونگ فو و ...

بروس لی چگونه فوت کرد؟
سلام

اول قصد نداشتم این پست را در وبلاگ قرار دهم اما با توجه به اینکه به (۲۰ جولای) سی و چهارمین سالگرد فوت بروس لی فقید نزدیک می شویم و خیلی از طرافداران این شخص بی همتا از علت واقعی مرگ ایشان آگاهی ندارند تصمیم گرفتم این پست را به وبلاگ اضافه کنم.

باز هم از همراهی شما دوستان گرامی متشکرم.

بروس لی فقید

ابتدا به مقاله ای اشاره می کنم که همسر بروس لی (لیندا لی) در کتاب"بروس لی مردی که تنها من شناختم" قرار داده است :

یرای مطالعه بر روی "ادامه مطلب" کلیک نمایید.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 ساعت 5:22  توسط م ذ  | 

زندگی نامه بروس لی در یک نگاه

بروس لی خارق العاده ترین رزمی کار

سان فرانسیسکو

ـ در ۲۷ نوامبر سال ۱۹۴۰ بروس «جان فان» لی در سال اژدها (بین ساعت ۶ تا ۸ صبح) چشم به جهان گشود.

ـ در ماه فوریه سال ۱۹۴۰ ٬ او در حالی که تنها سه ما سن داشت در اولین فیلم خود ظاهر شد.

هنگ کنگ

ـ در سال ۱۹۴۶ بروس یکی از ۱۸ فیلم خود را به زبان چینی بازی کرد.

ـ در سال ۱۹۵۲  وارد دانشگاه کاتولیک لاسه شد.

ـ در سال ۱۹۵۳ آموزش کونگ فو و وینگ چان را زیر نظر استاد «ییپ من» شروع کرد.

ـ در ۲۹ مارس سال ۱۹۵۸ وارد دبیرستان سنت فرانسیس خاویر شد.

ـ در ۲۹ آوریل سال ۱۹۵۹ هنگ کنگ را به مقصد آمریکا ترک کرد.

آمریکا

ـ در ۱۷ مه سال ۱۹۵۹ با کشتی وارد سان فرانسیسکو شد.

ـ در ۳ سپتامبر سال ۱۹۵۹ وارد سیاتل شده و در سال پاییز آن سال در مدرسه فنی ادیسون ثبت نام کرد.

ـ در ۲ دسامبر سال ۱۹۶۰ از مدرسه فنی ادیسون فارغ التحصیل شد.

ـ در ۲۷ مه سال ۱۹۶۱ وارد دانشگاه واشنگتن شد.

بروس لی در دوران دانشجویی

هنگ کنگ

ـ در ۲۶ مارس سال ۱۹۶۳ برای اولین مرتبه بعد از چهار سال به منظور ملاقات با خانواده اش به هنگ کنگ بازگشت.

آمریکا

ـ در ماه اوت سال ۱۹۶۳ از هنگ گنگ به آمریکا بازگشت و در اوایل بهار سال ۱۹۶۴ دانشگاه واشنگتن را ترک کرد.

ـ در ۱۹ ژوئیه سال ۱۹۶۴ به منظور تاسیس باشگاه کونگ فو٬ سیاتل را به مقصد اوکلند کالیفرنیا ترک کرد.

ـ در ۲ اوت سال ۱۹۶۴ در مسابقات بین المللی کاراته «لانگ بیچ» کالیفرنیا شرکت کرد.

ـ در ۳ اوت سال ۱۹۶۴ در شهر اوکلند تعلیم کوتگ فوی ابداعی خود را شروع کرد.

ـ در ۱۷ اوت سال ۱۹۶۴ در شهر سیاتل با دختری به نام «لیندا مری» ازدواج کرد.

بروس لی در کنار همسرش لیندا مری در اوائل ازدواجشان

ـ در اول فوریه سال ۱۹۶۵ در شهر اوکلند براندون لی٬ پسر بروس٬ در شامگاه سال نو چینی در سال اژدها متولد شد.

ـ در ۸ فوریه سال ۱۹۶۵ «لی هوی چوئن» پدر بروس در هنگ گنگ فوت کرد.

ـ در ماه مارس سال ۱۹۶۶ خانواده لی٬ به شهر لوس آنجلس کالفرنیا نقل مکان کردند.

ـ در ۶ ژوئن سال ۱۹۶۶ فیلمبرداری مجموعه تلویزیونی «زنبور سبز» را شروع کرد.

ـ در ۵ فوریه سال ۱۹۶۷ موسسه کونگ فوی جون فان٬ به طور رسمی در لوس آنجلس گشایش یافت.

ـ در ماه ژوئیه سال ۱۹۶۷ سبک مخصوص خود را در هنرهای رزمی «جیت کان دو» نامگذاری کرد.

ـ در ۶ ماه مه ۱۹۶۷ در مسابفات کاراته قهرمانی واشنگتن شرکت کرد.

ـ در ۲۴ ژوئن سال ۱۹۶۷ در مسابقات آزاد کارته نیویورک که در «مدیسون اسکوایر گاردن» برگزار می شد٬ شرکت کرد.

ـ در ۱۴ ماه ژوئیه سال ۱۹۶۷ بزای شرکت در یک قسمت سریال تلویزیونی «آیرون ساید» استخدام شد.

ـ در ۳۰ ژوئیه سال ۱۹۶۷ در مسابقه کاراته بین المللی لانگ بیچ شرکت کرد.

ـ در ۵ ژوئیه سال ۱۹۶۸ به عنوان کارگردان فنی فیلم «گروه شکست خورده» دستمزد دریافت کرد.

بروس لی در کنار «شارون تیت» در مجموعه تلویزیونی گروه شکست خورده

ـ در اول اوت سال ۱۹۶۸ از طرف شرکت «مترو گلدن مایر» برای ایفای یک نقش منفی در فیلم «خواهر کوچک» دستمزد دریافت کرد که بعدا" این فیلم به «مارلو» تغییر نام یافت.

ـ در اول اکتبر سال ۱۹۶۸ به شهر «بل ایر» نقل مکان کرد.

ـ در ۱۲ نوامبر سال ۱۹۶۸ بک قسمت سریال تلویزیونی «بلوندیه» را برای شرکت یونیور سال بازی کرد.

ـ در ۱۹ آوریل سال ۱۹۶۹ بروس به همراه پسرش به هنگ گنگ مراجعت کرد. در این دیدار براندون موفق به دیدن خانواده پدری اش شد.

آمریکا

ـ در سالهای ۱۹۷۰ و ۱۹۷۱ با «جیمز کابرن» هنرپیشه و «استرلینگ سیلیفانت» فیلنامه نویس٬ در فیلم «فلوت خاموش» که فلسفه ورزشهای رزمی را بیان می کند٬ همکاری کرد.

ـ در ۲۷ ژوئن سال ۱۹۷۱ اولین قسمت سریال داستانی و تلویزیونی «خیابان طولانی» را برای شرکت «پارامونت» بازی کرد.

ـ در سال ۱۹۷۱ برای ساختن سریال تلویزیونی «سلحشور» با برادران «وارنر» همکاری خود را آغاز کرد که بعدا" این سریال به کونگ فو مشهور شد.

تایلند

ـ در ماه ژوئیه سال ۱۹۷۱ فیلم رئیس بزرگ را بازی کرد. این فیلم سابقه درخشانی در استودیوی «گلدن هاروست» هنگ گنگ ایجاد کرد. 

بروس لی در صحنه ای از فیلم رئیس بزرگ

هنگ کنگ

ـ در ۷ دسامبر سال ۱۹۷۱ رسما" به او اعلام شد که نقش وی به یک آمریکایی قفقازی الاصل به نام «دیوید کارادین» واگذار شده است و دیگر در سریال «سلحشور» بازی نخواهد کرد.

ـ در ۹ دسامبر سال ۱۹۷۱ با همکاری یک روزنامه نگار کانادایی به نام «پیتر برتون» کلیه احوال شخصی و مصاحبه های خود را ضبط کرد. قسمتی از این مصاحبه ها در فیلم مستند «بروس لی از زبان خودش» استفاده شده است.

ـ در سال ۱۹۷۲ او در دومین فیلم خود به نام «مشت خشم» برای استودیوی «گلدن هاروست» ایفای نقش کرد. این فیلم حتی رکورد فیلم «رئیس بزرگ» را نیز شکست.

بروس لی در صحنه ای از فیلم مشت خشم

 ـ در سال ۱۹۷۲ شرکت فیلمسازی خود به نام «کنکورد» دایر کرد و خود کارگردانی فیلم «راه اژدها» را که بعدها به نام «اژدها بر می گردد» مشهور شد٬ به عهده گرفت. این فیلم در هنگ کنگ مجددا" رکورد فروش فیلم های قبلی بروس را شکست.

بروس لی در صحنه ای از فیلم راه اژدها به همراه نورا میااو

ـ در ماه های اکتبر و نوامبر سال ۱۹۷۲ فیلمبرداری سکانس های فیلم «بازی مرگ» را شروع کرد.

بروس لی در صحنه ای از فیلم ناتمام بازی مرگ به همراه کریم عبدالجبار

ـ در فوریه سال ۱۹۷۳ فیلمبرداری «بازی مرگ» را ناتمام گذاشت و با همکاری شرکت برادران وارنر٬ فیلمبرداری «اژدها وارد می شود» را آغاز نمود.

بروس لی در صحنه ای از فیلم اژدها وارد می شود به همراه باب وال

ـ در ۲۰ ژوئیه ۱۹۷۳ بروس لی در هنگ کنگ بدرود حیات گفت. علت مرگ او خونریزی مغزی بر اثر دارو های تجویز شده و حساسیت زیاد عنوان گردید.(توضیح بیشتر...)

مرگ بروس لی میلیون ها نفر در سراسر جهان را غرق در تعجب و نا باوری کرد. هرگز هیچ کس به اندازه او دوست و هوخواه نداشت. روزنامه ها نیز به این امر اشاره می کردند.

آمریکا

ـ در ۳۱ ژوئیه سال ۱۹۷۳ پیکر او در قبرستان «لیک ویو» شهر سیاتل به خاک سپرده شد. تابوت او را دوستان و شاگردانش «استیو مک کوئین٬ جیمز کابرن٬ دان اینو سانتو٬ پیتر چین٬ تاکی کیمورا» و برادر کوچکتر او٬ «رابرت لی» حمل کردند.

منبع:کتاب"اسرار زندگی اژدهای طلایی" تالیف جان لیتل  

امیدوارم از این مطلب نهایت استفاده رو ببرید.

برداشت با ذکر منبع و نام وبلاگ بلا مانع است.

موفق باشید / در پناه حق

 

|+| نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385 ساعت 12:8  توسط م ذ  | 

دوران کودکی و نوجوانی بروس لی

بروس لی در دوران نوزادی اش

تولد اژدها
تاريخچه زندگي بروس لی از و‌قتي شكل مي‌گيرد كه پدر و مادرش به آمريكا سفر كردند. پدرش لي‌هوي چوان متولد 1905 در گوانگ دونگ چين بود. او به عنوان يكي از چهار عضو اصلي اپراي كانتون فعاليت مي‌كرد. در آن اپرا كارهاي مختلفي مي‌كرد: خواندن، رقصيدن، اجراي كمدي و…
بين اين حرفه‌ها خودش بيشتر از همه اجرا را دوست داشت و گاهاً با گروه به كشورهاي خارجي مسافرت مي‌كرد. سال 1940 لي‌هوي چوآن به همراه چند تن از اعضاي خانواده‌اش كه به اتفاق هنگ‌كنگ را ترك كرده بودند، سر از غرب آمريكا درآوردند.
مادر بروس لی گريس با نام اصل اوي يوهو متولد 29 دسامبر 1911 شانگهاي بود. در نوزده سالگي شانگهاي را به قصد هنگ‌كنگ ترك كرد. همانجا بالي هوي چوآن آشنا و يكي از اعضاي فعال گروه نمايش وي شد. پس از ازدواج در يك خانه كوچك واقع در خيابان ما اولام مستقر شدند.
چند سال بعد به خانه‌اي نه چندان بزرگتر از قبلي در شماره 218 ناتان روآد خيابان اصلي كودلون در هنگ‌كنگ اسباب‌كشي كردند. وقتي اولين فرزندشان كه يك پسر بود از دنيا رفت. اين زوج جوان وقت خود را با آه و ناله‌كردن هدر نداد و چون يك سنت چيني مي‌گويد دومين فرزند بايد يك دختر باشد با تولد فوبي انگار كه نشان خوشبختي در خانه پديدار شد. كمي پس از آن اولين پسر بدنيا آمد كه نامش را پي‌تر گذاشتند و بعد از آن يك دختر ديگر به نام اينس.
 
 چيني متولد آمريكا
خانواده لي در سان فرانسيسكو بودند كه گريس بار ديگر باردار شد او بايد در بيمارستان مي‌ماند چون خانواده‌اش 5000 كيلومتر دورتر از او در شهر چيني‌ها اجرا داشت. بيست و هفتم نوامبر 1940 (سال اژدها طبق تقويم چيني‌ها) و بين ساعت 6 تا 8 صبح (ساعت اژدها) در بيمارستان جكسون استريت سان فرانسيسكو گريس چهارمين فرزندش را به دنيا آورد يعني بروس‌ لی را.
گريس فرزندش را Jun Fan ناميد به معناي «بازگشت» چون او و شوهرش آرزو داشتند روزي بار ديگر به زادگاهشان بازگردند. با اين وجود بروس‌ لی بعدها بارها نامش را عوض كرد. اين نام را مادرش با كمك دكتر ماري. اي. گلور كه او را در بدنيا آوردن كودك ياري كرده بود، انتخاب كرد. او فكر كرده بود كه كودك در امريكا بدنيا آمده و بايد نامش تا حدودي غربي باشد دكتر گلودبه گريس پيشنهاد كرد كلمه «Li» شرقي را به صورت «Lee» غربي تغيير دهد البته بروس لی اين نام را تا چهارده سالگي به كار نبرد. «آنچه مهم است اين است كه من يك چيني متولد امريكا هستم.» اينها را بروس لی در يك مصاحبه مي‌گويد. «هويت مسلم و واقعي من چيني است. در طول سالهاي اقامتم در امريكا هم خودم را يك چيني ديدم. از ديد مردم غرب هم من بدون شك يك چيني‌امبروس ادامه مي‌دهد: «اين كه من چيني هستم كه در امريكا متولد شدم كاملاً اتفاقي است. در آن دوره چيني‌‌هايي كه در امريكا بودند به طور محسوسي غريب بودند. غربت بخاطر دوري از سرزمين مادري
 
يك اسم دخترانه
خانواده هنوز بايد اجراهاي خياباني داشته باشد چون به اين كار نياز دارد و براي اين كار به بسياري از شهرهاي امريكايي سفر مي‌كند تا بالاخره به محله آشناي چيني‌ها مي‌رسد. اپراي كانتون به راه مي‌افتد و از طرف مردم با استقبال گرمي مواجه مي‌شود چون پدر بروس‌ خارج از آسيا هم طرفدار دارد: «پدرم يك هنرمند معروف اپراي چيني بود و نزد مردم خيلي زبانزد و عزيز بودبروس اضافه مي‌كند: «براي همين بود كه اغلب در امريكا كار مي‌كرد و من در يكي از اين سفرها كه مادرم نيز همراه او بود بدنيا آمدم
كمي پس از تولد بروس، لي‌هوي چوان به همسرش پيوست و كودكش را با خود به مدت يك ماه به يك گروه فيلمبرداري سينمايي در سان فرانسيسكو برد كه رئيس آن سينما Kwan Man-Ching دوست صميمي‌اش بود. فيلم «Golden Gate Girl» يا «دختر گلون گيت» اولين تجربه سينمايي بروس كوچك بود گرچه متأسفانه فيلم هرگز به روي پرده‌هاي سينما راه نيافت.
همچنان كه در سنت و رسم و رسوم چيني‌ها پسرها از دخترها عزيزترند، خانواده لي‌ها مي‌ترسيدند پسرشان چشم زخم بخورد و يا كسي او را بدزدد پس يك اسم دخترانه Sai Fung (به معناي كوچولو) را برايش انتخاب كردند و يك گوشواره هم به گوشش انداختند تا حسابي دختر شود.
خانواده لي در سان فرانسيسكو تا نيمه ژانويه 1941 ماند و براي مدت 6 هفته يعني تا آخر فوريه قصد هنگ‌كنگ كرد. «پدرم نمي‌خواست من در امريكا تحصيل كنمبروس ادامه مي‌دهد: «وقتي سه ماهه بودم به هنگ‌كنگ برگشتيم
بروس لی در دوران کودکی
 
بچه شوخ اصلاح‌ناپذير
سكونت در Nathan Road در طبقه دوم يك ساختمان قديمي كه زير آن پر از مغازه و شلوغ و پر سر و صدا و… خانواده لي (با ورود عضو جديد، پسر كوچك خانواده يعني روبرت) و زن برادر مادام لي با پنج فرزندش. چون طبق رسومات چين پس از مرگ برادر لي‌هوي چوان سرپرستي همسر و فرزندان او به پدر و مادر بروس‌ مي‌رسيد.
زندگي به آرامي مي‌گذشت. يكي از بچه‌هاي گروه اپرا مردي فقير بود كه فرزندي به نام Wu Ngan داشت پدر Wu در گروه فيلمبرداري امريكا همراه لي‌هوي چوان بود. او زندگي سختي را گذراند و پس از مرگش لي‌هوي سرپرستي فرزند او را نيز مانند فرزندان خود پذيرفت.
خانه اتاقهاي بسيار داشت كه همه مبله و با تجهيزات بود. اتاق اصلي به سالن غذاخوري تبديل شده بود، يك حمام و يك تراس كوچك پر از قفس حيوانات و پر از گل و گياه.
اتاقها پر از تختخوابهاي چند طبقه بودند و يكسره صداي يك جمعيت بيست نفره به گوش مي‌رسيد. خانه پر از سگ، گربه، پرنده، يك ماهي و يك مرغ هم بود كه بروس بچگي‌اش را با آنها مي‌گذراند. اين خانوار پرجمعيت با مشكل اقتصادي مواجه نبود چون لي‌هوي چوان صاحب آپارتمانهاي بسياري بود كه اجاره آنها را مي‌گرفت. اين اجاره‌ها و پولي كه از اجراها مي‌گرفت براي داشتن يك زندگي آرام، راحت و حتي لوكس كافي بود. اما طبيعت بروس كوچك آرامش و يك جا ماندن آرام و بي‌سروصدا را نمي‌پذيرفت. و اين بخاطر خصوصيات شخصيتي او بود. بخاطر همين هم بود كه در خانه او را Mo Si tung صدا مي‌كردند.
(يعني كسي كه آرام و قرار ندارد- يكجا بند نمي‌شود)
چون وقتي توي كوچه با بچه‌ها و دوستانش در حالت جست و گريز نبود با برادرانش شمشير بازي مي‌كرد. او دنبال قرباني مي‌گشت كه با او شوخي كند و اين طور وقتش را بگذراند. براي همين هر وقت آرام و مؤدب بود و معلوم نبود كجاست، داشت دسته گلي به آب مي‌داد! اگر هم به كسي مشت مي‌زد كه انگار شوك به بدن آدم وارد مي‌شد!
برادرش روبرت مزه شيرين كاريهاي او را زياد چشيده است:
«يه روز بروس‌ آمد به اتاق من و گفت يه بازي جديد اختراع كردم. اسمش «زير درياييه». پرسيدم. چه طوريه؟ گفت «بهت ياد مي‌دم» و من نمي‌دانستم كه چه چيزي در انتظارم هست. بعد او از اتاق بيرون رفت و چند دقيقه بعد با يك بلوز برگشت. من را نشاند و بلوز را كشيد سرم و گفت حالا تو زيردريايي هستي و آستين‌هاي لباس دوربين آن. دو رو بر تو پر از كشتي‌هاي جنگي است (مثلاً دستهاي بروس مي‌شوند كشتي‌هاي جنگي) هر وقت يكي از آنها را ديدي فرياد بزن: آتش!
بازي شروع شد. هر وقت دستي مي‌ديدم كه از جلوي آستين يعني ديده‌بان مي‌گذشت فرياد مي‌زدم: آتش! ولي او به من گفت تو خيلي كندي و كشتي‌هاي جنگي سريع رد مي‌شوند و تو آنها را از دست مي‌دهي. دوباره شروع كرديم او دستش را ليز داد و من محكمتر فرياد زدم: آتش! دوباره به من گفت تو خيلي يواش كار مي‌كني به درد نمي‌خوره! فقط يك شانس ديگه به تو مي‌دم. اين دفعه تصميم گرفتم حتماً بازي را ببرم و شليك كنم پس با دقت توي آستين نگاه مي‌كردم خيلي طول كشيد شايد بيست ثانيه بيشتر ولي به نظر من يك ساعت گذشت. دست او دوباره آمد و من فرياد كشيدم آتش! او به من گفت نه فقط كشتي را از دست دادي بلكه دشمن به تو حمله هم كرد و در همان لحظه يك پارچ آب يخ را از توي آستين ريخت روي من و…»
آنديس خواهرش كه بروس او را شاهزاده كوچولو خطاب مي‌كرد تعريف مي‌كند. «بروس بچه شيطاني بود. فقط دوست داشت سر به سر ديگران بگذارد. كلي پول مي‌داد و اشياء خنده‌دار و با مزه مي‌خريد. چيزهايي كه در هيچ مغازه‌اي پيدا نمي‌شد.»
Phobe هم از دست شيطنت‌هاي او در امان نبود: «يك روز و طي تشريفات خاصي، بروس يك كتاب به من داد و گفت حتماً بايد بخوانم چون خيلي تخصصي و مهم است. روي جلد كتاب اسم و عنواني نبود. خيلي كنجكاو شدم بدانم كتاب درباره چيست وقتي كتاب را باز كردم ديدم يك باتري الكتريكي از كار افتاده توي آن جاسازي كرده است. بروس خنديد و در رفت
بروس لی در دوران نوجوانی
مادرش درباره شوخي‌هاي او خاطراتي دارد: «يك روز وقتي خدمتكار از خانه خارج شد، بروس دكور خانه را به طور كامل تغيير داد. خدمتكار كه برگشت يكهو به مبل و صندليها كوبيده شد. لامپ وسط اتاق بود و نورش به اطراف نمي‌رسيد تا خدمتكار به چراغ برسد بدنش به همه ميل و صندليها خورد و درب و داغان شد. دست آخر عصباني پيش من آمد و گفت كه خودش مي‌داند اين كار، كار بروس است. من به او قول دادم كه در اين مورد با بروس صحبت كنم ولي واقعاً نمي‌توانستم در همان حال هم خنده‌ام را كنترل كنم
گاهي هم بعضي از قرباني‌هايش منتظر فرصت بودند تا از او انتقام بگيرند خواهرش Phoebe تعريف مي‌كند يك روز مي‌خواستيم با هم به استخر برويم او من را هل داد توي آب من هم تصميم گرفتم يك درس درست و حسابي به او بدهم پس بيرون آمدم و او را به كناره استخر كشاندم و سرش را آنقدر زير آب نگهداشتم تا ادب شود. اين باعث شد بعدها بروس خيلي‌خيلي كم و به ندرت وارد استخر بشود.
 
از مدرسه فراري بود
علي‌رغم شيطنت‌هايش خيلي با رحم بود. مادرش تعريف مي‌كند: «يك روز وارد سالن كه مي‌شدم ديدم بروس جلوي پنجره ايستاده و بيرون را تماشا مي‌كند. يكهو به طرف در دويد تا بيرون برود پرسيدم كجا! حتي نايستاد تا جواب من را بدهد. با سرعت دويد بيرون. رفتم طرف پنجره تا ببينم او چه چيزي را ديده است. ديدم مرد روشندلي مي‌خواهد از خيابان رد شود و نمي‌تواند. بعد بروس به من گفت مردم با بي‌توجهي از كنارش رد مي‌شدند و او از اين بابت اظهار تأسف و عذاب وجدان مي‌كرد
بروس فقط وقتي آرام مي‌گرفت كه كتاب دستش مي‌گرفت. يك گوشه مي‌نشست و ساعتها مي‌خواند آنقدر كه در سن شش سالگي عينكي شد.» ساعتها توي رختخوابش مي‌نشست و عكسهاي كتاب را نگاه مي‌كرد و زيرنويس‌ها را مي‌خواند.»
عجيب اين كه با اين كه به خواندن بسيار علاقه داشت ولي محصل خوبي نبود. خوب درس نمي‌خواند. با اين كه استعداد خوبي داشت ولي چندين بار مدرسه‌اش را عوض كرد.
 
منبع:martialarts.ir
 
نظر یادتون نره !
موفق باشید
|+| نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1385 ساعت 15:56  توسط م ذ  | 

خانواده بروس لی و نام واقعی او

پدر بروس لی از ایالت « گوان دونگ نانگ های » چین بود و بروس لی در تاریخ 27 نوامبر 1940 در سال اژدها در بیمارستان چینی شهر جوجین شان (سان فرانسیسکو) – جایی که چینی های زیادی در آنجا زندگی می کنند – متولّد شد نام اصلی فوق ستاره سینما « لی جون فان » بود. ولی بعد ها در اداره ثبت احوال اسم بروس لی را به عنوان نام هنری برای خود انتخاب کرد .

بروس لی به همراه خانواده اش در هنک کنگ (وسط بروس لی)

اعضای خانواده بروس لی هفت نفر بودند . اسم پدر او «لی هوی چوئن» و نام مادرش گریس می باشد. پدر او خواننده اپرا بود و در ووشو مهارت زیادی داشت وبه همین خاطر در پیشرفت بروس لی تأثیر زیادی گذاشت. نام خواهر بزرگ بروس «اگنس» ، خواهر کوچکش«فیبی»، برادر بزرگش «لی جون شن» و برادر کوچکش «لی جون خوی» می باشد.

بروس در ماه دوم (فوریه) سال 1964 میلادی با دختری مهربان، زیبا و دلسوز به نام لیندا ازدواج کرد. خانم لیندا در زندگی وکار پشتیبان خوبی برای همسرش بود . آنها بعد از ازدواج صاحب یک پسر به نام «براندون لی» ودختری به نام «شانون» شدند.

|+| نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385 ساعت 20:32  توسط م ذ  | 

زندگی نامه
بروس لی فقید 

بیست و هفتم نوامبر سال 1940،بروس لی در بیمارستان"جکسون استریت"(Jackson Street Hospital)شهر"سن فرانسیسکو"(San Froncisco)آمریکا متولد شد.این سال به تقویم کشاورزی سنتی چین سال اژدها بود."گریس لی"(Grace Lee)مادر وی زنی دو رگه آسیائی و اروپائی و "لی هوی چون"(Lee Hoi Cheun)پدر بروس لی بازیگر معروف اپرای محلی استان"گوانگ دونگ"بود.این خانواده دارای فرهنگ مختلط بود و همین امر بر سرنوشت بروس لی تاثیرگذار شد.

معبد بودائی "شائو لین"منشا کونگ فو است و نسلهائی از استادان این رشته برای گسترش آن در تلاش بوده و هستند.اما نخستین کسی که جهان را با کونگ فو چینی آشنا ساخت،بروس لی بود.وی که از کودکی به آموزش کونگ فو می پرداخت،به دلیل آنکه یک چینی تبار کامل نبود،در جریان آموزش کونگ فو با مشکلات فراوانی مواجه شد.برخی از استادان کونگ فو تنها چینی ها را به عنوان شاگرد می پذیرفتند و از آموزش وی خودداری می ورزیدند.

بروس لی کم کم رشته های مختلف کونگ فو از جمله مشتزنی"یونگ چون"(wing chun)را آموخت و متوجه شد که هیچ یک از آنها را به حد کاملا خوب نمی داند.وی سپس در دانشگاه کاتولیک"لاسالی" هنگ کنگ(La Salle College)به فراگیری مشتزنی و شمشیربازی پرداخت. سال 1965 بروس لی به شهر سن فرانسیسکو آمریکا سفر و تدین مقالاتی برای مجله "بلاک بلت"(Black Belt)مجله معروف کونگ فو جهان را آغاز کرد.دیدگاه های توین وی در این مقالات و نتایج خوب او در مسابقات ووشو مورد توجه همتایان و فیلم سازان هالیوود قرار گرفت."ویلیام دوزیه"(William Dozier)یکی از تهیه کنندگان فیلم هالیوود بروس لی را می پسندید و رل مهمی در سریال "The Green Hornet"به وی اختصاص داد.بازیگری در این سریال نخستین گام بروس لی به هالیوود بود و از آن پس ستارگان فیلم آمریکا آموزش کونگ فو از وی را آغاز کردند که از میان آنها می توان به "جیمس گابین"(James Gobin)اشاره کرد. بروس لی

سدرلین"شاگرد دیگری بروس لی از لی دعوت کرد تا در سریال "رئیس بزرگ"(The Big Boss)بازی کند.این نخستین اثری بود که در آن جیتکوندو(jeet kun do)نوعی کونگ فو که توسط بروس لی اختراع شده بود،به نمایش در آمد.به دلیل تبعیض نژادی،بروس لی نتوانست رل مهمی در سریال "کونگ فو"به عهده گیرد.وی ناامید شده و به آسیا بازگشت.وی در این زمان به بازیگری در فیلم"Fist of Fury"در یک روستای تایلند دعوت شد و همکاری خود با شرکت فیلم"جیا هه"هنگ کنگ(goldenharvest company)را آغاز کرد.حرکات تعجب آور و شگفت انگیز بروس لی در فیلم"Fist of Fury"محافل ووشو و فیلمسازی چینی و خارجی را تکان داد.سهم وی در این فیلم از یک بازیگر معلولی فراتر بود.حرکات رزمی در این فیلم که با کمک بروس لی طراحی شده بود،از آثار شبیه گذشته دشوارتر و سریعتر و شگفت انگیزتر بود.بروس لی در صحنه ای از  فیلم خیابان طولانی

شهرت بروس لی در آمریکا باعث شد فیلمسازان بیشتری در هالیوود از وی برای بازیگری دعوت کنند،اما لی می دانست که سرنوشت وی در هنگ کنگ بهتر از آمریکا خواهد بود.  اثر بعدی بروس لی"The Chinese Connection"بود.این فیلم که در هنگ کنگ ساخته شد،سرنوشت بروس لی را تغییر داد.این فیلم بیانگر داستان انتقامجویی "چن جن"برای مرگ "هوا یوان جیا"معلم کونگ فوی وی،بازتابات زیادی در میان تماشاگران چینی که در گذشته به دلیل تجاوز و خشونت ژاپن در چین در رنج بودند،به دنبال داشت.فیلم"The Chinese Connection"جایگاه بروس لی را به عنوان ستاره بین المللی تعیین کرد و موج آموزش ووشو را در سراسر جهان بر انگیخت.

او در دانشگاه با ليندا آشنا شد و ازدواج كرد. حاصل ازدواجشان يك پسر بود كه از لحاظ قيافه مانند چينی‌ها شبيه پدرش و از لحاظ رنگ پوست و مو مانند غربی‌ها كه شبيه مادرش بود. نامش را براندون نهادند. در واقع تركيبی از دو نژاد چينی و غربی بود. آوازه شهرت كاراته بازی او در آمريكا پيچيد و به دليل داشتن سابقه بازيگری در دوران كودكی و نوجوانی، تهيه كنندگان فيلم در ‌هاليوود از او تقاضای بازی نمودند و او را اژدهای كوچك لقب دادند.

سال 1972،بروس لی به تولید فیلم"راه اژدها"(The Way of Dragon)پرداخت.این نخستین فیلم هنگ کنگی بود که در اروپا ساخته شد.بروس لی کارهای طراحی،کارگردانی و بازیگری این فیلم را به عهده گرفت.صحنه نبرد "تانگ لونگ"(بازیگر آن بروس لی)با قهرمان کاراته جهان در این فیلم زیباترین صحنه نبرد کونگ فو تا امروز تلقی می شود.

بروس لی در صحنه ای از فیلم راه اژدها

بروس لی در هالیوود شهرت پیدا نکرد،اما با موفقیت فیلم های "Fist of Fury"،"Way of Dragon"،"The Chinese Connection"و"Game of Death"،هالیوود نهایتا ارزش واقعی بروس لی را درک کرد.

اما روز تاسف آور برای حامیان بروس لی فرا رسید.دو هفته قبل از مراسم پخش فیلم"Game of Death"آخرین فیلم بروس لی،وی به طور ناگهانی جان باخت.این خبر جهان را تکان داد و حامیان بروس لی را تا حدی غمگین و اندوهناک کرد که باور نمی کردند بروس لی پرانرژی و مشتاق حیات آنها را ترک گفته است.

حقيقت مرگ بروس لی هنوز در پرده ابهام است. قتل او توسط باجگيران هنگ کنگی به علت باج ندادن، ضربه کشنده يک ورزشکار رزمی، زندگی در يک خانه نفرين شده در هنگ کنگ و مرگش به خاطر طلسم خانه و بالاخره استفاده بيش از حد مواد مخدر از شايعه هائی بود که درباره مرگ او رايج بود. پزشک و پليس علت مرگ او را نارسائی مغزی گزارش دادند که منجر به مرگ او شده بود. جسد بروس لی را بدون هيچ گونه نشانی از جراحت و يا ضربديدگی در حال خواب، در آپارتمان دوستش واقع در هنگ کنگ يافتند.

مصاحبه با بروس لی در تلویزیون

پسر بروس لی، براندون لی نيز بازيگر فيلم های حادثه ای بود. براندون لی سر صحنه فيلم کلاغ در سال 1994 به اشتباه توسط يک گلوله شليک شده از يک اسلحه مجروح شد، و به علت خونريزی زياد پس از مدتی درگذشت. مر گ او نيز مانند مرگ پدرش شايعاتی را در پی داشت.

براندون لی (پسر بروس لی)

کونگ فو و فیلم دو موضوع اصلی زندگی بروس لی بود و پس از مرگ وی،سراسر هنگ کنگ مدت ها در اندوه و تردید به سر می برد.از دهه هفتاد قرن گذشته،واژه انگلیسی جدیدی در فرهنگ های مختلف هویدا شده است که آن را " Kung Fu"می نامند.سازمان بین المللی ووشو بروس لی را به عنوان یکی از هفت کونگ فو باز برتر جهان انتخاب کرد و هر سال قبل از مسابقات سالانه عالی ووشوی آمریکا،مراسم دعا برای بروس لی برگزار می شود.اکنون،فیلم های "جت لی"(Jet Lee)و"جکی چان"(Jacky Cheng)کونگ فو بازان معروف چینی در هالیوود به عنوان جایشنینان بروس لی در سراسر جهان مورد پسند هستند.اما مردم فراموش نخواهند کرد آنکه درهای کونگ فو چین را رو به جهانیان گشود،کسی جز بروس لی نبود.

|+| نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385 ساعت 19:56  توسط م ذ  |