تبليغاتX

delnobahar

بروس لی : بهترین رزمی کار شناخته شده

حقایقی درباره زندگی خارق العاده ی بروس لی، اسرار شیوه های کونگ فو و ...

گالری 8
با سلام

مجموعه هشتم از گالری تصاویر استاد بروس لی  را تقدیم می کنم به شما دوستان عزیز :

بروس لی اژدهای جاویدان !

عکس 141 عکس 142 عکس 143 عکس 144
عکس 145 عکس 146 عکس 147 عکس 148
عکس 149 عکس 150 عکس 151 عکس 152
عکس 153 عکس 154 عکس 155 عکس 156
عکس 157 عکس 158 عکس 159 عکس 160

امیدوارم مورد توجهتون قرار بگیره !

دوستانی که تمایل دارند عکس ها را از خود وبلاگ و یکجا با هم مشاهده کنند بر روی "ادامه مطلب" کلیک نمایند.

موفق باشید ...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 ساعت 13:53  توسط م ذ  | 

توصیه های کلیدی بروس لی 9

استاد بزرگ بروس لی

آموزش قدرت و انعطاف پذیری٬ یک «باید» است. باید از قدرت برای حمایت از تکنیک هایتان استفاده کنید. تکنیک ها به تنهائی خوب نیستند مگر این که از آنها با قدرت و انعطاف پذیری حمایت کنید.

                                                                                                                بروس لی 

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 ساعت 13:17  توسط م ذ  | 

قدرت حقیقی از قلب سرچشمه می گیرد
«شما گمان می کنید مبارزه یعنی مشت زدن؟ لگد زدن؟ تا زمانی که بتوانید همه این کارها را بدون اینکه حتی فکر کنید با هم انجام دهید٬ تا زمانی که یاد بگیرید چگونه حرکت کنید و چگونه مقاومت کنید٬ یک محافظ برای خود استخدام کنید و یا طوری زندگی کنید که کمتر تهاجمی باشد.»

                                                                                                             بروس لی

استاد لی جان فان (بروس لی فقید)

این حرف بروس لی را میلیون ها امریکایی در تابستان ۱۹۷۱ شنیدند. وی این حرف را در اولین حضور خود خود در اولین اپیزود «خیابان طولانی» که مجموعه ای تلویزیونی بود و در آن جیمز فرانسیسکاس نقش یک کارگاه خصوصی نابینا را بازی می کرد٬ گفت. این مجموعه - و لی تسونگ٬ مربی جیت کان دو در «لانگ استریت» یعنی شخصیتی که بروس لی بازی می کرد - از چنان محبوبیتی برخوردار شد که موفقیت مجموعه «زنبور سبز» در پنج سال قبل از آن را به یاد می آورد و لی بزودی بیش از ستاره مجموعه طرافدارانی پیدا کرد که به او نامه می نوشتند.

این حرف ها را به خاطر یادآوری خاطرات گذشته نزدم٬ بلکه می خواهم تاکیدی را که بروس لی بر استقامت بدنی که این روزها عموما" به آن بعنوان نرمش های اروبیک گفته می شود را٬ یادآوری کنم. هر چند فیلنامه «خیابان طولانی» توسط استرلینگ سیلی فانت نوشته شده بود نظریات لی به دست خود او در حاشیه نسخه ای از فیلمنامه که در دست او بوده نشان می دهد که او تغییرات زیادی در فیلمنامه ایجاد کرده بوده که بعدا" آن تغییرات در آخرین قسمت سریال بکار بسته بودند٬ از جمله نقل قولی که وی در ابتدای این فصل آمده و بر نیاز به تحرک داشتن برای دوره های زمانی طولانی که همانا استقانت داشتن است تکیه می کنند.

یادم می آید براندون٬ پسر بروس لی و لیندا یک بار به من گفت که از نظر او تمرینات اروبیک یا قلبی عروقی «قدرت واقعی» هستند٬ زیرا آمادگی قلبی عروقی در فعالیت های روزمره ما بیشتر به کار می آید تا برداشتن اجسام سنگین (یعنی تمرینات قدرتی).

بر اساس توضیحات براندون لی٬ «اگر سعی کنید سه دقیقه تمرین «نای» را انجام دهید٬ هر چقدر هم عضلات شما بزرگ باشند٬ اگر یک سیستم قلبی عروقی واقعا" خوب نداشته باشید٬ در ظرف حدود چهل و پنج ثانیه می میرید.»

براندون لی (پسر بروس لی)

چقدر این حرف درست است: یادم می آید بعد از صحبت با براندون٬ سعی کردم سه دقیقه این تمرین را انجام بدهم و یکمرتبه حس کزدم دل و روده ام دارد بالا می آید. دلیلش چه بود؟ من استقامت کافی نداشتم!

جالب اینکه اگر چه مزایای تمرینات استقامتی غالبا" به هنرآموزان ورزش های رزمی یادآوری می شود ولی تعداد بسیار کمی از مربیان فعلی رشته های رزمی تمرینات قلبی عروقی را بعنوان بخشی از برنامه های تمرینی خود بکار می گیرند. ابلته استثناهائی هم وجود دارند٬ ولی در کل٬ تمرینات استقامتی چون دویدن به کار رفته اند٬ و جای خود را به تمریناتی مثل کاتا و تکنیک های مرگبار داده اند. این اسباب تاسف است٬ زیرا اگر شما مقاومت بدنی لازم برای انجام تمرینات را نداشته باشید٬ کارتان بی فایده خواهد بود.

همه می دانند از نظر بروس لی٬ دویدن٬ مهمترین ورزش برای بالا بردن مقاومت بدن خواهد بود. او هر روز تا جایی که می توانست می دوید و کاری نداشت که هوا آفتاب یا بارانی باشد و به این ترتیب قدرت بدنی برای مبارزه را حفظ می کرد (بدن زیبا و سلامتی کامل او٬ محصول فرعی این تعهد به تمرینات قلبی عروقی بود.)

بروس لی دویدن را سلطان همه ورزش ها می دانست. در اینجا با سگ دانمارکی بزرگ خود که در دوهای روزانه در جوار خانه اش که غالبا" با او همراه بود می دود.

در واقع٬ لی اعتقاد داشت که ابزار یا اسلحه های طبیعی ای که در دسترس رزمی کارها قرار دارند٬ در همه دنیا یکسان هستند و آنها چیزی نیستند جز دو دست و دو پا. در هر حال مهم این است که این «ماشین» را چطور راه بیندازید تا به خود فرصت استفاده موثر از این سلاح ها را بدهید. از خود بروس لی نقل قول می کنم:

«مگر اینکه آدمهایی باشند که سه و چهار پا داشته باشند٬ مگر این که ما گروه دیگری از آن آدمها داشته داشته باشیم. چرا اینطوری است؟ برای اینکه ما دو پا و دو دست داریم. مهمترین نکته این است که چگونه از این اعضا تا حد نهایت استفاده کنیم. در مورد راهها (برای مثال هندسه اعضایی که با آنها حمله می کنید)٬ این اعضا را می توان در مستقیم٬ منحنی٬ بالا٬ پائین و دایره ای به کار انداخت. ممکن است کند باشند٬ ولی با توه به شرایط٬ گاهی ممکن است کند هم نباشند. در مورد پاها٬ شما می توانید به طرف بالا٬ مستقیم و امثال آن لگد بزنید. درسته؟ بنابراین از نظر جسمی٬ شما ناچارید از خود بپرسید٬ «چگونه می توانم همه اعضایم را با یکدیگر هماهنگ کنم؟» خب! این یعنی شما باید تبدیل به ورزشکاری بشوید که همه آن جزئیات را در تمرینات در نظر بگیرید و انجام بدهید.»

مسلما" درست است! و همان طوری که بروس لی گل سرسبد رزمی کاران شد - و همان طور هم ماند - شرطی سازی و بصیرت های او استانداردی برای این فن شد.

وی اعتقاد داشت که همه فعالیت های مربوط به استقامت بدنی (که او آنها را بسیار زیاد انجام می داد٬ از دویدن گرفته تا دوچرخه سواری تا مشت زدن و لگد زدن به کیسه سنگین) باید بر مبنای پیش رونده ای اجرا شوند. همان طور که زمانی که نیروی عضلانی شما به سطح خاصی می رسد٬ باید وزنه را زیاد کنید٬ باید هنگامی که بدن به سطوح قلبی عروقی خاصی هم می رسد٬ درخواست های تحمل و مقاومت خود را از بدنتان بالا ببرید. به گفته بروس لی:

«برای رسیدن به این هدف٬ دو راه پیش رو دارید: یا باید هر روز به مسافتی که می دوید اضافه کنید تا وقتی که ارضایتان کند. راه دوم نظارت بر پیشرفت است. البته آرام شروع کنید و سپس بتدریج که شرایط بدنی شما پیشرفت می کند٬ به سرعت بیفزائید. همه این تمرینات باید این گونه نتیجه بدهند که تنفس و ضربان قلب شما از نظم فزاینده ای برخوردار باشند و در (در تمرینات شدید) یک حس تحمل ناپذیر را تجربه کنید٬ ولی ضرورتی ندارد بترسید. آن نقطه حد نهائی انرژی بدنی فرد است. اگر بیماری قلبی ندارید٬ کمی استراحت کنید٬ حالتان خوب می شود. فقط از طریق این تمرین اجباری دشوار است که انرژی بدنی فرد می تواند بطور مستمر٬ بیشتر شود.»

در سیستم شرطی سازی لی مسئله پیشرفت بسیار مهم بود٬ مخصوصا" اگر به شرطی سازی اروبیک مربوط می شد. برای مثال٬ بروس لی هنگامی که می توانست بر شیوه های فوق مسلط شود و سرعت دویدن و مسافت دویدن را زیاد کند٬ وزنه هایی را به تمرینات خود اضافه می کرد تا پیش رفتن٬ دشوارتر می شود. به قول لی:

«روش های فوق٬ روش های معمولی هستند. اگر می خواهید به سطح بالاتری برسید٬ باید تمرینات بدنی فوق العاده ای را انجام بدهید. مثلا" در حالی که باری را به پشت دارید٬ از تپه ای بالا بروید. در بعضی از شرایط٬ از دو قوزک پا٬ مچ دستها و کمر هم می توان وزنه های را با تسمه بست. این کار به ورزشکار امکان تغییر وزن وزنه ها را می دهد. شما می توانید با ۴ یا ۵ کیلو شروع کنید٬ سپس طبق معمول مسافتی را بدوید. دقت کنید که هر روز آن مسافت را تمام کنید. اگر حس کردید که کار دارد ساده می شود٬ یکی دو کیلو به وزنه ها اضافه کنید تا وقتی که به ده کیلو برسید. سپس این تمرین انرژی٬ ظرفیت و تحمل بدن را بالا می برد.»

این تمرینات طلایه دار تمریناتی بودند که به عنوان تمرین راه رفتن قدرتی و تمرین دستهای سنگین شناخته می شدند و در آن افراد٬ با تمرینات اروبیک درگیر می شدند٬ ولی در عین حال به اعضای بدن یا کمر خود وزنه هایی را هم می بستند تا تناسب اندام خود را بهتر کنند.

ادامه دارد...

منبع: کتاب "بدنسازی به روش بروس لی" تالیف"جان لیتل"

برداشت با ذکر وبلاگ و منبع امکان پذیر می باشد.

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 ساعت 12:28  توسط م ذ  | 

درس های از اصول ذن: انسجام افکار
 

نمادی از ذن در هنرهای رزمی

احتمالا" منظره ی مضحکی بود که: دو مرد میانسال در حالی که کلاه محافظ به سر داشتند و دستکشهای بوکس در دست٬ در محوطه ی مخصوص ماشین رو خانه ای واقع در حومه شهر٬ به شدت در حال کوبیدن یکدیگر بودند. ولی واقعیت این بود که من (جو هیامز) و استرلینگ سیلفانت در حال تمرین تعدادی از فنون جیت کان دو که بروس لی به ما آموخته بود٬ بودیم.

به این فکر بودم که به بروس نشان دهم که به چه میزانی حرکات را آموخته ام که همین امر باعث پرت شدن حواسم شد. من بیشتر سعی بر پیشی گرفتن از حرکات استرلینگ داشتم٬ نه اینکه بخواهم به آنها پاسخ دهم و بیشتر به فکر استفاده از پاهایم بودم٬ به جای آنکه بگذارم تمرینها خود وضعیت من را تثبیت کنند. حواسم متوجه همه چیز بود به جز هدف فعلی٬ کسب پوئن و برتری.

بروس لی فریا زد: «بسیار خوب٬ کافی است.» او که داور مسابقه بود٬ ادامه داد: «حرکات شما به حرکات فیلها و لگدهایتان به لگدهای اسبان سرکش و ضربانتان همانند تلگراف ساموئل مورس می ماند.»

سپس بروس توجهش را به من معطوف ساخت و گفت:

«جو! شما به جای گرفتن جلوی حرکات حریفتان٬ جلوی ضربه ی او را بگیرید و خود ضربه ای وارد کنید. نمی دانم حواستان کجاست ولی هر جا هست٬ قطعا" در جایی که باید باشد٬ نیست. شما باید به فکر وارد کردن فشار بر استرلینگ باشید تا بتوانید حرکات پا٬ تعادل و قابلیت جابجایی او را برهم زنید. ببینید چقدر انرژی تان را از دست داده اید و هیچ کاری صورت نداده اید.»

این انتقادی بود که با این جمله پایان یافت:

«چند بار به شما گفتم که تمام انرژی ذهن و جسمتان را در آنه واحد روی یک هدف متمرکز سازید. رمز کیمه (انسجام افکار) حذف تمام افکار زائد است٬ افکاری که در رسیدن به هدف فعلی شما نقشی ندارند.»

پس از آنکه با بروس لی تنها ماندم٬ او شروع به گپ زدن با من کرد:

«یک هنرمند رزمی ماهر فکرش را در یک مقطع زمانی مشخص بر یک موضوع متمرکز می سازد٬ او هر مشکلی را دقیقا" در موقعی که واقع می شود٬ می پذیرد و با پایان یافتن آن موضوع٬ فکرش را نیز از آن برگرفته و بر موضوع بعدی متمرکز می سازد. مانند یک استاد ذن٬ او نگران گذشته و یا آینده نیست و فکرش فقط مشغول چیزی است که در حال جریان دارد. زیرا فکرش منسجم و متمرکز است و آرامش در او حاکم است و قادر است نیرویش را ذخیره کند. بنابراین در ذهنش جای خالی برای یک فکر دارد. این فکر می تواند تمامی وجود او را اشغال کند٬ مانند آبی که تمامی کوزه را پر می کند. شما مقدار بسیار زیادی از انرژی بدنتان را به هدر دادید. زیرا افکارتان را در یک نقطه متمرکز نساختید. همیشه به خاطر داشته باشید: در زندگی٬ همچنین در تشک مسابقه افکار غیر منسجم یا غیر متمرکز موجب هدر رفتن انرژی تان می شوند.»

پرسیدم:«و اگر من قادر به خالی کردن ذهنم از افکار پراکنده نباشم٬ چه می شود؟»

او خندید و معماوار جواب داد:

«خوب در آن صورت فکرتان منسجم نیست.»

تصویری از فیلم خشم اژدها که تمرکز و خشم تواما" با هم در چهره بروس لی موج می زند.

وقت زیادی صرف کردم تا به کیمه تسلط یافتم و هنوز راهی بس طولانی در پیش دارم٬ ولی به خوبی دریافته ام که هر وقت افکارم منسجم است تمامی نیروی ذهنی و جسمی من به هم پیوسته و متمرکز می شود. در طی روزهایی که با تمرکز حواس کامل مشعول کار هستم٬ کار بیشتری انجام می دهم و در پایان کار خستگی کمتری نسبت به روز هایی که به آسانی افکارم پریشان می شود٬ احساس می کنم.

منبع:کتاب "ذن در هنرهای رزمی" نوشته "جو هیامز"

برداشت با ذکر وبلاگ و منبع امکان پذیر می باشد.

|+| نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 ساعت 20:19  توسط م ذ  | 

یادداشت کوتاهی از استاد بروس لی درباره انتخاب هنرجو
حتما" می دانید که بروس لی در انتخاب و قبول شاگردانش وسواس به خرج می داد٬ در اینجا مقاله ای کوتاهی را در همین باب برای شما قرار می دهم:

بروس لی به همراه چند تن از شاگردانش در این تصویر چهره ی جبار بسکتبالیست معروف امریکایی نیز دیده می شود !

«مربی متکی بر روش خاص یا تکرار تمرینات نیست٬ بلکه بر عکس٬ او یکایک شاگردانش را مورد بررسی قرار می دهد و شور و هیجان خودیابی را چه از درون و چه از برون در آنان بیدار می کند٬ تا جایی که نهایتا" فرد با وجود خود هماهنگ و تکمیل می گردد. چنین روش تدریسی که در واقع اصلا" تدریس نیست٬ مستلزم داشتن روحی انعطاف پذیر و حساس است که این روزها خیلی دشوار پیدا می شود.

حتی پیدا کردن شاگردان جدی و مشتاق نیز به همان اندازه سخت است. خیلی از آنان فقط برای مدت ۵ دقیقه اشتیاق یادگیری دارند٬ خیلی ها با افکار پلید به آموختن کونگ فو مشغول می شوند و متاسقانه اکثر آنها هنرجویان درجه دویی هستند که از خود هنری ندارند و اساسا" از عمل دیگران تقلید می کنند.»

 برگرفته از یادداشت های شخصی بروس لی در کتاب "بروس لی مردی که فقط من شناختم" نوشته: لیندا لی کدول  

|+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 ساعت 13:51  توسط م ذ  |