تبليغاتX

delnobahar

بروس لی : بهترین رزمی کار شناخته شده

حقایقی درباره زندگی خارق العاده ی بروس لی، اسرار شیوه های کونگ فو و ...

توصیه های کلیدی بروس لی 2

بروس لی بزرگ در لباس یک سامورایی

یک رزمی کار واقعی در موقع کار هیجان زده نمی شود٬ بلکه او آماده است٬ او فکر نمی کند و در رویا نیز سیر نمی کند. او در مقابل اتفاقاتی که خواهد افتاد نهایت آمادگی را دارد.

                                                                                                       بروس لی

|+| نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1385 ساعت 16:50  توسط م ذ  | 

متعلق به زمانه ما نبود

إبروس لی صد سال از زمانه ما جلوتر بود

دان اینو سانتو٬ شاگرد بروس لی٬ می گوید: «بروس حداقل ۱۰۰ سال جلوتر از زمان ما بود».

این جمله معترضه نادر را فردی به زبان می آورد که خودش سالیان متمادی٬ هنرهای رزمی را کار می کرده است.(یک کمربند سیاه٬ با سابقه هشت ساله در کاراته کنپو و چندین سال سابقه در کونگ فو و اسکریما٬ هنر رزمی فیلیپین)

جون ریی٬ استاد زبده تکواندو در آمریکا اذعان می کند که: «نمی دانم بروس چطور آن را انجام می داد. آن قدر سریع حرکت می کرد که حتی فرصت نمی کردید درست جاگیری کنید.» بروس بعد از اینکه سبک کار خود را از کونگ فو به جیت کان دو تغییر داد٬ از بابت اطلاق این اسم به کارش خیلی احساس پشیمانی می کرد و می گفت: «من از اینکه هر نوع مبارزه ای را تحت عنوان سبکی قرار دهم٬ متنفرم. مبارزه نباید به شکل سبک خاصی انجام گردد. زمانی که می خواهید مبارزه کنید٬ باید کاملا" آماده باشید تا بتوانید با هر نوع حریفی مقابله کنید. حالا این حریف یک بوکسور باشد یا جودوکار یا کشتی گیر

بروس با ترکیب چند نوع مختلف از رشته های ورزشی٬ جیت کان دو را ابداع کرد. مثلا" گارد ایستاده چپ را از شمشیر بازی اقتباس کرد. «علت استفاده من از این گارد نامعمول٬ به این خاطر است که بیشتر افراد راست دست هستند و چون دست و پای راست قوی تر و سریع تر از چپ هستند٬ چرا با قرار دادن دست و پای راست در جلوی خود٬ از آنها استفاده نکنیم؟ » بروس حس می کرد این نوع گارد٬ انسان را قادر می سازد تا به میزان ۸۰٪ از دست و پای راست خود استفاده کند.

وضعیت ساوت پا در جیت کان دو

بروس در به کار بردن دست و پایش (به ویژه دستانش) خیلی فرز بود. در اوایل دهه شصت در سراسر کشور نمایشاتی اجرا می کرد. یکی از تکنیک های مورد علاقه اش این بود که یکی از حضار داوطلب (که معمولا" یک کاراته کای زبده بود) دعوت می کرد تا بیاید و ضربه مشت او را مهار کند. بیشتر کاراته کاها انتظار داشتند ضربه مشتی که به طرف صورتشان می آید مهار کنند٬ به ویژه اگر از پیش به آنها خبر داده شود. اما یک نفر هم نبود که بتواند ضربه مشت بروس را مهار کند. چرا؟ درست مثل شمشیرباز که حمله رو به جلو خود را از قبل به حریف اعلام نمی کند٬ بروس نیز هرگز ضربه مشتش را به حریف نمی فهماند. بروش ذاتا" هوشیاری زیادی داشت و عملا" هم آن را به کار می برد.

محمد علی (کلی) بت بروس لی در بوکس بود. محمد علی بزرگترین بوکسور سنگین وزنی بود که بروس تا به حال دیده بود. بروس آن قدر فیلم های او را می دید تا بیشتر حرکاتش را یاد بگیرد. بروس برای اینکه بتواند حرکات او را عینا" تقلید کند٬ فیلم های او را در آینه می دید٬ چون گارد بروس چپ بود و گارد محمد علی راست٬ او می توانست گارد محمد علی را در آینه٬ چپ ببیند.

بروس لی در حال اجرای ضربه آپرکات

بعد از اینکه بروس به امریکا بازگشت٬ بیشتر مراقب جسم و سلامت خود شد. غذاهای مغذی مصرف می کرد و زیاد ورزش می کرد. نامعمول نبود اگر ۱۵۰۰ میلیگرم به طور روزانه ویتامین C مصرف کند و در جاده های کوهستانی پنج کیلومتر بدود. اما هدف بروس داشتن عضلات حجیم و بزرگ نبود٬ بلکه او تمرین می کرد تا تعداد بیشتری از عضلاتش را به کار بیندازد و قدرت خود را زیاد کند تا بتواند آنها را در مبارزه به کار ببرد. به طور مثال٬ او عضلات شکمی قدرتمندی داشت تا ضربات وارده به شکمش را مهار کند.

برای تقویت عضلات ساعدش٬ یک هالتر ۳۲ کیلویی را با دو دستش بلند می کرد و آن را در راستای سینه اش به مدت چند ثانیه به طور افقی نگه می داشت و با غرور می گفت:«کمتر وزنه برداری می تواند این وزنه ها را به این شکل تا این مدت نگه دارد.» گاهی روی نیمکت می نشست و در حالی که یک جفت دمبل ۱۲ کیلویی را مرتب بالا و پایین می برد٬ مشغول تماشای تلویزیون می شد.

در مجموع وسایلش٬ دو نوع کیسه بوکس سرعتی داشت: یک نوع قدیمی که از سقف آویزان بود و یک نوع جدید. چندین کیسه بوکس سنگین داشت که یکی از آنها در حدود ۹۱ کیلوگرم وزن داشت. بروس می گوید:«این کیسه بوکس را تاب می دادم و اگر با یک لگد می توانستم آن را متوقف کنم٬ می فهمیدم که قادرم یک مرد ۱۸۰ کیلویی را به زمین بزنم

بروس وسایل متعدد دیگری نیز داشت٬ مثل یک آدمک چوبی با چهار دست و پا٬ ماکی وارا٬ هیدرولیک لگد زنی و چندین کیسه برزنتی مخصوص لگد و مشت.

منبع:کتاب بروس لی افسانه ای ویراستاران مجله بلک بلت

موفق باشید

نظر یادتون نره

|+| نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1385 ساعت 15:35  توسط م ذ  | 

دیگران درباره بدن "بروس لی" چه می گویند:

بروس لی عضله روی عضله بود !

من می دانم که میلیون ها تن از طرافداران او معتقدند که او با بدن خاصی به دنیا آمده است. آنها او را دیده اند که قدرت خارق العاده ای داشت٬ فوق العاده چالاک بود و بدنی کوچک٬ اما بسیار عضلانی و عجیب و قابل انعطاف داشت. بسیاری از آنها باور نمی کنند که بروس بدن خارق العاده خود را فقط از طریق قدرت اراده و پشتکار در تمرینات دشوار و مستمر به دست آورده باشد.

                                                      لیندا لی کدول

 

بروس لی بدن فوق العاده شکیلی داشت. در بدن او چربی اندکی وجود داشت٬ منظورم این است که شاید چربی بدن او از هر قهرمانی که در دنیا وجود دارد٬ کمتر بود شاید به همین دلیل این قدر قابل باور به نظر می رسید.خیلی ها هستند که همه آن حرکات را انجام می دهند و همان مهارت را به دست می آورند٬ ولی به اندازه بروس لی قابل باور و تاثیر گذار نیستند. او در نوع خود بی نظیر بود .او بت بسیاری از انسانهاست. نکته مهمی که در مورد آدمی مثل بروس لی می شود گفت این است که او الهام بخش میلیونها تن در سراسر جهان است که می خواهند پا جای او بگذارند. آنها می خواهند هنرمندانی رزمی کار باشند و به عالم سینما قدم بگذارند و کاری که می کنند این است که هر روز٬ برای ساعتهای متمادی تمرین می کنند. کسی مثل بروس لی٬ منبع الهام عظیمی است که به میلیونها کودک در سراسر دنیا کمک می کند.او تاثیری عظیم و برجسته بر مردم دنیا داشت و به گمان من٬ برای سالهای سال مردم او را تحسین خواهند کرد.

                                                              آرنولد شوارزنگر

 

بروس لی پیراهنش را در می آورد و من مثل همیشه که بدنش را می دیدم٬ متحیر می شدم.او عضله روی عضله بود !

                                                             چاک نوریس

 

استیل بی نظیر بروس لی

او خودش٬ خود را خلق کرد٬ او خودش را چون مجسمه ای تراشید. تک تک عضلات او در هماهنگی مطلق با کاری بودند که انجام می داد و کاملا" کارآمد بودند و آخرین باری که او را دیدم٬ در شرایط جسمانی کاملی قرار داشت. پوستش مثل مخمل٬ صاف و حیرت انگیز بود.

                                                                              جیمز کابرن

 

او وزن چندان زیادی نداشت٬ ولی از همان وزن حداکثر بهره را می برد. بسیار قوی بود و تمام وزن بدنش از عضلاتش بودند. او بدنی بسیار شکیل و متناسب داشت.

                                                                                     کریم عبدالجبار

 

بروس لی بدن استثنایی داشت٬ فیلمی که بارها و بارها می بینم و  از دیدن آن سیر نمی شوم" اژدها وارد می شود" بروس لی است.

                                                                                   شاهرخ خان 

 

منبع:کتاب بدنسازی به روش بروس لی نوشته جان لیتل 

 

امیدوارم مورد توجه طرافداران این فرد استثنایی قرار گرفته باشه

|+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385 ساعت 15:18  توسط م ذ  | 

گالری 4
سلام خدمت شما بازدید کنندگان گرامی

چهارمین گالری از سری تصاویر بروس لی تقدیم می کنم به شما دوستان عزیز

بروس لی اسطوره هنرهای رزمی

عکس 61 عکس 62 عکس 63 عکس 64
عکس 65 عکس 66 عکس 67 عکس 68
عکس 69 عکس 70 عکس 71 عکس 72
عکس 73 عکس 74 عکس 75 عکس 76
عکس 77 عکس 78 عکس 79 عکس 80

امید است مورد توجه شما دوستداران وی قرار بگیره

نظر یادتون نره !

دوستانی که تمایل دارند عکس ها را از خود وبلاگ و یکجا با هم مشاهده کنند بر روی ادامه مطلب کلیک نمایند .


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385 ساعت 13:49  توسط م ذ  | 

دوران کودکی و نوجوانی بروس لی

بروس لی در دوران نوزادی اش

تولد اژدها
تاريخچه زندگي بروس لی از و‌قتي شكل مي‌گيرد كه پدر و مادرش به آمريكا سفر كردند. پدرش لي‌هوي چوان متولد 1905 در گوانگ دونگ چين بود. او به عنوان يكي از چهار عضو اصلي اپراي كانتون فعاليت مي‌كرد. در آن اپرا كارهاي مختلفي مي‌كرد: خواندن، رقصيدن، اجراي كمدي و…
بين اين حرفه‌ها خودش بيشتر از همه اجرا را دوست داشت و گاهاً با گروه به كشورهاي خارجي مسافرت مي‌كرد. سال 1940 لي‌هوي چوآن به همراه چند تن از اعضاي خانواده‌اش كه به اتفاق هنگ‌كنگ را ترك كرده بودند، سر از غرب آمريكا درآوردند.
مادر بروس لی گريس با نام اصل اوي يوهو متولد 29 دسامبر 1911 شانگهاي بود. در نوزده سالگي شانگهاي را به قصد هنگ‌كنگ ترك كرد. همانجا بالي هوي چوآن آشنا و يكي از اعضاي فعال گروه نمايش وي شد. پس از ازدواج در يك خانه كوچك واقع در خيابان ما اولام مستقر شدند.
چند سال بعد به خانه‌اي نه چندان بزرگتر از قبلي در شماره 218 ناتان روآد خيابان اصلي كودلون در هنگ‌كنگ اسباب‌كشي كردند. وقتي اولين فرزندشان كه يك پسر بود از دنيا رفت. اين زوج جوان وقت خود را با آه و ناله‌كردن هدر نداد و چون يك سنت چيني مي‌گويد دومين فرزند بايد يك دختر باشد با تولد فوبي انگار كه نشان خوشبختي در خانه پديدار شد. كمي پس از آن اولين پسر بدنيا آمد كه نامش را پي‌تر گذاشتند و بعد از آن يك دختر ديگر به نام اينس.
 
 چيني متولد آمريكا
خانواده لي در سان فرانسيسكو بودند كه گريس بار ديگر باردار شد او بايد در بيمارستان مي‌ماند چون خانواده‌اش 5000 كيلومتر دورتر از او در شهر چيني‌ها اجرا داشت. بيست و هفتم نوامبر 1940 (سال اژدها طبق تقويم چيني‌ها) و بين ساعت 6 تا 8 صبح (ساعت اژدها) در بيمارستان جكسون استريت سان فرانسيسكو گريس چهارمين فرزندش را به دنيا آورد يعني بروس‌ لی را.
گريس فرزندش را Jun Fan ناميد به معناي «بازگشت» چون او و شوهرش آرزو داشتند روزي بار ديگر به زادگاهشان بازگردند. با اين وجود بروس‌ لی بعدها بارها نامش را عوض كرد. اين نام را مادرش با كمك دكتر ماري. اي. گلور كه او را در بدنيا آوردن كودك ياري كرده بود، انتخاب كرد. او فكر كرده بود كه كودك در امريكا بدنيا آمده و بايد نامش تا حدودي غربي باشد دكتر گلودبه گريس پيشنهاد كرد كلمه «Li» شرقي را به صورت «Lee» غربي تغيير دهد البته بروس لی اين نام را تا چهارده سالگي به كار نبرد. «آنچه مهم است اين است كه من يك چيني متولد امريكا هستم.» اينها را بروس لی در يك مصاحبه مي‌گويد. «هويت مسلم و واقعي من چيني است. در طول سالهاي اقامتم در امريكا هم خودم را يك چيني ديدم. از ديد مردم غرب هم من بدون شك يك چيني‌امبروس ادامه مي‌دهد: «اين كه من چيني هستم كه در امريكا متولد شدم كاملاً اتفاقي است. در آن دوره چيني‌‌هايي كه در امريكا بودند به طور محسوسي غريب بودند. غربت بخاطر دوري از سرزمين مادري
 
يك اسم دخترانه
خانواده هنوز بايد اجراهاي خياباني داشته باشد چون به اين كار نياز دارد و براي اين كار به بسياري از شهرهاي امريكايي سفر مي‌كند تا بالاخره به محله آشناي چيني‌ها مي‌رسد. اپراي كانتون به راه مي‌افتد و از طرف مردم با استقبال گرمي مواجه مي‌شود چون پدر بروس‌ خارج از آسيا هم طرفدار دارد: «پدرم يك هنرمند معروف اپراي چيني بود و نزد مردم خيلي زبانزد و عزيز بودبروس اضافه مي‌كند: «براي همين بود كه اغلب در امريكا كار مي‌كرد و من در يكي از اين سفرها كه مادرم نيز همراه او بود بدنيا آمدم
كمي پس از تولد بروس، لي‌هوي چوان به همسرش پيوست و كودكش را با خود به مدت يك ماه به يك گروه فيلمبرداري سينمايي در سان فرانسيسكو برد كه رئيس آن سينما Kwan Man-Ching دوست صميمي‌اش بود. فيلم «Golden Gate Girl» يا «دختر گلون گيت» اولين تجربه سينمايي بروس كوچك بود گرچه متأسفانه فيلم هرگز به روي پرده‌هاي سينما راه نيافت.
همچنان كه در سنت و رسم و رسوم چيني‌ها پسرها از دخترها عزيزترند، خانواده لي‌ها مي‌ترسيدند پسرشان چشم زخم بخورد و يا كسي او را بدزدد پس يك اسم دخترانه Sai Fung (به معناي كوچولو) را برايش انتخاب كردند و يك گوشواره هم به گوشش انداختند تا حسابي دختر شود.
خانواده لي در سان فرانسيسكو تا نيمه ژانويه 1941 ماند و براي مدت 6 هفته يعني تا آخر فوريه قصد هنگ‌كنگ كرد. «پدرم نمي‌خواست من در امريكا تحصيل كنمبروس ادامه مي‌دهد: «وقتي سه ماهه بودم به هنگ‌كنگ برگشتيم
بروس لی در دوران کودکی
 
بچه شوخ اصلاح‌ناپذير
سكونت در Nathan Road در طبقه دوم يك ساختمان قديمي كه زير آن پر از مغازه و شلوغ و پر سر و صدا و… خانواده لي (با ورود عضو جديد، پسر كوچك خانواده يعني روبرت) و زن برادر مادام لي با پنج فرزندش. چون طبق رسومات چين پس از مرگ برادر لي‌هوي چوان سرپرستي همسر و فرزندان او به پدر و مادر بروس‌ مي‌رسيد.
زندگي به آرامي مي‌گذشت. يكي از بچه‌هاي گروه اپرا مردي فقير بود كه فرزندي به نام Wu Ngan داشت پدر Wu در گروه فيلمبرداري امريكا همراه لي‌هوي چوان بود. او زندگي سختي را گذراند و پس از مرگش لي‌هوي سرپرستي فرزند او را نيز مانند فرزندان خود پذيرفت.
خانه اتاقهاي بسيار داشت كه همه مبله و با تجهيزات بود. اتاق اصلي به سالن غذاخوري تبديل شده بود، يك حمام و يك تراس كوچك پر از قفس حيوانات و پر از گل و گياه.
اتاقها پر از تختخوابهاي چند طبقه بودند و يكسره صداي يك جمعيت بيست نفره به گوش مي‌رسيد. خانه پر از سگ، گربه، پرنده، يك ماهي و يك مرغ هم بود كه بروس بچگي‌اش را با آنها مي‌گذراند. اين خانوار پرجمعيت با مشكل اقتصادي مواجه نبود چون لي‌هوي چوان صاحب آپارتمانهاي بسياري بود كه اجاره آنها را مي‌گرفت. اين اجاره‌ها و پولي كه از اجراها مي‌گرفت براي داشتن يك زندگي آرام، راحت و حتي لوكس كافي بود. اما طبيعت بروس كوچك آرامش و يك جا ماندن آرام و بي‌سروصدا را نمي‌پذيرفت. و اين بخاطر خصوصيات شخصيتي او بود. بخاطر همين هم بود كه در خانه او را Mo Si tung صدا مي‌كردند.
(يعني كسي كه آرام و قرار ندارد- يكجا بند نمي‌شود)
چون وقتي توي كوچه با بچه‌ها و دوستانش در حالت جست و گريز نبود با برادرانش شمشير بازي مي‌كرد. او دنبال قرباني مي‌گشت كه با او شوخي كند و اين طور وقتش را بگذراند. براي همين هر وقت آرام و مؤدب بود و معلوم نبود كجاست، داشت دسته گلي به آب مي‌داد! اگر هم به كسي مشت مي‌زد كه انگار شوك به بدن آدم وارد مي‌شد!
برادرش روبرت مزه شيرين كاريهاي او را زياد چشيده است:
«يه روز بروس‌ آمد به اتاق من و گفت يه بازي جديد اختراع كردم. اسمش «زير درياييه». پرسيدم. چه طوريه؟ گفت «بهت ياد مي‌دم» و من نمي‌دانستم كه چه چيزي در انتظارم هست. بعد او از اتاق بيرون رفت و چند دقيقه بعد با يك بلوز برگشت. من را نشاند و بلوز را كشيد سرم و گفت حالا تو زيردريايي هستي و آستين‌هاي لباس دوربين آن. دو رو بر تو پر از كشتي‌هاي جنگي است (مثلاً دستهاي بروس مي‌شوند كشتي‌هاي جنگي) هر وقت يكي از آنها را ديدي فرياد بزن: آتش!
بازي شروع شد. هر وقت دستي مي‌ديدم كه از جلوي آستين يعني ديده‌بان مي‌گذشت فرياد مي‌زدم: آتش! ولي او به من گفت تو خيلي كندي و كشتي‌هاي جنگي سريع رد مي‌شوند و تو آنها را از دست مي‌دهي. دوباره شروع كرديم او دستش را ليز داد و من محكمتر فرياد زدم: آتش! دوباره به من گفت تو خيلي يواش كار مي‌كني به درد نمي‌خوره! فقط يك شانس ديگه به تو مي‌دم. اين دفعه تصميم گرفتم حتماً بازي را ببرم و شليك كنم پس با دقت توي آستين نگاه مي‌كردم خيلي طول كشيد شايد بيست ثانيه بيشتر ولي به نظر من يك ساعت گذشت. دست او دوباره آمد و من فرياد كشيدم آتش! او به من گفت نه فقط كشتي را از دست دادي بلكه دشمن به تو حمله هم كرد و در همان لحظه يك پارچ آب يخ را از توي آستين ريخت روي من و…»
آنديس خواهرش كه بروس او را شاهزاده كوچولو خطاب مي‌كرد تعريف مي‌كند. «بروس بچه شيطاني بود. فقط دوست داشت سر به سر ديگران بگذارد. كلي پول مي‌داد و اشياء خنده‌دار و با مزه مي‌خريد. چيزهايي كه در هيچ مغازه‌اي پيدا نمي‌شد.»
Phobe هم از دست شيطنت‌هاي او در امان نبود: «يك روز و طي تشريفات خاصي، بروس يك كتاب به من داد و گفت حتماً بايد بخوانم چون خيلي تخصصي و مهم است. روي جلد كتاب اسم و عنواني نبود. خيلي كنجكاو شدم بدانم كتاب درباره چيست وقتي كتاب را باز كردم ديدم يك باتري الكتريكي از كار افتاده توي آن جاسازي كرده است. بروس خنديد و در رفت
بروس لی در دوران نوجوانی
مادرش درباره شوخي‌هاي او خاطراتي دارد: «يك روز وقتي خدمتكار از خانه خارج شد، بروس دكور خانه را به طور كامل تغيير داد. خدمتكار كه برگشت يكهو به مبل و صندليها كوبيده شد. لامپ وسط اتاق بود و نورش به اطراف نمي‌رسيد تا خدمتكار به چراغ برسد بدنش به همه ميل و صندليها خورد و درب و داغان شد. دست آخر عصباني پيش من آمد و گفت كه خودش مي‌داند اين كار، كار بروس است. من به او قول دادم كه در اين مورد با بروس صحبت كنم ولي واقعاً نمي‌توانستم در همان حال هم خنده‌ام را كنترل كنم
گاهي هم بعضي از قرباني‌هايش منتظر فرصت بودند تا از او انتقام بگيرند خواهرش Phoebe تعريف مي‌كند يك روز مي‌خواستيم با هم به استخر برويم او من را هل داد توي آب من هم تصميم گرفتم يك درس درست و حسابي به او بدهم پس بيرون آمدم و او را به كناره استخر كشاندم و سرش را آنقدر زير آب نگهداشتم تا ادب شود. اين باعث شد بعدها بروس خيلي‌خيلي كم و به ندرت وارد استخر بشود.
 
از مدرسه فراري بود
علي‌رغم شيطنت‌هايش خيلي با رحم بود. مادرش تعريف مي‌كند: «يك روز وارد سالن كه مي‌شدم ديدم بروس جلوي پنجره ايستاده و بيرون را تماشا مي‌كند. يكهو به طرف در دويد تا بيرون برود پرسيدم كجا! حتي نايستاد تا جواب من را بدهد. با سرعت دويد بيرون. رفتم طرف پنجره تا ببينم او چه چيزي را ديده است. ديدم مرد روشندلي مي‌خواهد از خيابان رد شود و نمي‌تواند. بعد بروس به من گفت مردم با بي‌توجهي از كنارش رد مي‌شدند و او از اين بابت اظهار تأسف و عذاب وجدان مي‌كرد
بروس فقط وقتي آرام مي‌گرفت كه كتاب دستش مي‌گرفت. يك گوشه مي‌نشست و ساعتها مي‌خواند آنقدر كه در سن شش سالگي عينكي شد.» ساعتها توي رختخوابش مي‌نشست و عكسهاي كتاب را نگاه مي‌كرد و زيرنويس‌ها را مي‌خواند.»
عجيب اين كه با اين كه به خواندن بسيار علاقه داشت ولي محصل خوبي نبود. خوب درس نمي‌خواند. با اين كه استعداد خوبي داشت ولي چندين بار مدرسه‌اش را عوض كرد.
 
منبع:martialarts.ir
 
نظر یادتون نره !
موفق باشید
|+| نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1385 ساعت 15:56  توسط م ذ  | 

توصیه های کلیدی بروس لی 1
سلام خدمت بازدید کنندگان محترم !!

از آنجایی که بروس لی در زمینه ی هنرهای رزمی و مسائل روزمره زندگی یک فیلسوف بود و نظریات ارزشمندی در این زمینه ارائه کرده تصمیم گرفتم قسمتی به وبلاگ اضافه کنم با عنوان" توصیه های مهم و کلیدی بروس لی اسطوره ی هنرهای رزمی"

با تامل در این سخنان و عمل به آن ها هر رزمی کار و شخصی می تواند به موفقیت های باور نکردنی دست یابد !

تسلط بالای بروس لی بر روی حریف واقعی اش !

شما و حریفتان یکی هستید و بین شما رابطه همزیستی وجود دارد. شما با حریفتان زندگی می کنید و مکمل او هستید٬ حمله او را می گیرید و با نیروی او بر او پیروز می شوید.     

                                                                                                  بروس لی

                                                                                                                                                                   

|+| نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1385 ساعت 21:41  توسط م ذ  | 

نمایش سرعت !!
سلام خدمت بازدید کنندگان محترم

امیدوارم حالتان خوب باشد و در این ماه مبارک نماز و روزه هاتون مقبول درگاه حق تعالی قرار گرفته باشه(انشاء...)

امروز قصد دارم قسمتی دیگر از نمایش بروس لی فقید را در مسابقات کاراته لانگ بیچ قرار دهم:

این تصویر کوتاه بیانگر سرعت عمل خارق العاده ی بروس لی و دقت وتسلط بالای وی بر روی ضرباتش می باشد.

 (با دیدن این تصویر به تفاوت سرعت بروس لی با فیلم هایش پی ببرید.)

بروس لی یکه تاز هنرهای رزمی

                                                               Download

 پسورد فایل فشرده:bruce-lee.blogfa.com

امیدوارم مورد توجهتون قرار بگیره

نظر یادتون نره !!

در پناه حق ...

|+| نوشته شده در  جمعه چهاردهم مهر 1385 ساعت 15:27  توسط م ذ  | 

جيت کان دو چيست ؟

«جيت كان دو» اين ميراث با ارزش مرحوم بروس لي بروس لی با لباس سنتی کونگ فو، يكي از بحث برانگيزترين هنرها خصوصاً در چند ساله اخير بوده است . امروزه افراد زيادي در سراسر دنيا به تدريس جيت كان دو مشغول هستند و سازما نهايي را هم تشكيل داده اند كه از طريق آن در ظاهر به گسترش جيت كان دو و در اغلب به تجارت و مطرح كردن نام رئيس سازمان خود مي پردازند . جاي تاسف است كه بروس لي فرصت پيدا نكرد تا هنر خود را به صورت سازمان يافته و كلاسيك به جهانيان عرضه كند و تنها توانست به تربيت يك نسل انگشت شمار در دهه 60 ميلادي بپردازد .

جيت كان دو در كشور ما حال و هوايي قدري متفاوت با ساير نقاط جهان دارد ، عنوان سبك بروس لي خود كافي است تا تعداد بسياري از علاقه مندان به وي و هنرهاي رزمي را جذب كند تا به اين انگيزه كه آنچه در فيلم هاي وي ديده اند ، فرا بگيرند خود را وقف جيت كان دو كنند .

بايد عنوان كنم كه من نه مربي جيت كان دو هستم و نه مدعي اين هنر ، اما با مطالعه عميق منابع در دسترس در مورد جيت كان دو بر آنچه اغلب اساتيد و هنرجويان بنام جيت كان دو ارايه مي دهند ، ايراد مي گيرم . چندي پيش از هنر جوياني كه به قول خود چندين سال را صرف آموختن جيت كان دو كرده بودند و اكنون قصد پيوستن به يكي از سبك هاي رينگي را داشتند ، آزموني به عمل آوردم ، متاسفانه همه آنها در انجام تكنيك هاي پايه دچار ضعف اساسي بودند ، البته مشت هميشه هم نمونه خروار نيست و من هم با مشاهده چند هنرجو قصد ندارم در مورد كل جامعه جيت كان دو قضاوت كنم ، اما نكته بارزتري كه در مورد اين هنرجويان و حتي در ساير كلاسها ، حداقل طبق شواهد شخصي مشاهده كرده ام ، يك نوع سطحي نگري است كه به تقليد ژست هاي بروس لي در فيلم ها ، در مبارزات و تقليد پوشش بروس لي محدود مي شود . آيا اين جيت كان دو است ؟ آيا فردي كه حركات رقص پا و . . . بروس لي را تقليد كند ، جيت كان دو كار خوبي است ؟ آيا پوشيدن لباسهايي به طرح لباس هاي بروس لي در فيلم ها به معني درك جيت كان دو است ؟ آيا هنرجويان جيت كان دو مي دانند آن لباسهاي سرمه اي رنگ با يقه بسته ، لباس فرم مردم عادي در زمان چين كمونيست بوده است نه لباس فرم جيت كان دو ؟

در مورد بروس لي مقالات بي شماري نوشته شده و ابعاد مختلف شخصيت وي مورد بررسي قرار گرفته ، آنچه بيش از همه داراي ارزش است آن است كه وي داراي ذهني خلاق و خواهان آزادي بوده است ، در زماني كه سبك هاي رزمي شرقي يك به يك به جامعه آمريكا معرفي مي شدند و هر كدام هم مدعي كاملترين ، قويترين و بهترين بوده اند ، جواني سر بر آورد و دوست داران هنر هاي رزمي را به دوري از تعصب تشويق مي كند ، وي جمله اي ساده و پر معنا را مطرح مي سازد : « اگر سبكي كامل بود پس چرا اين همه سبك به وجود آمده اند ؟! » وي البته مورد غضب استادان بزرگ سبك هاي سنتي قرار مي گيرد كه از گستاخي و ماجرا جويي اين جوان كه به نوعي موقعيت آن را به خطر مي انداخت ، خشمگين شده بودند ، اما وي همه رزمي كاران را مورد نكوهش قرار مي داد كه كوركورانه از تعاليم هيچ كس بهره مند نشوند و پيروي نكنند ، با ذهني باز و بدون تعصب از هر سبكي بياموزند و در واقع « هر چه خوب و داراي كارآيي است جذب كنند ».

بروس از همين طرز فكر در پرورش مهارتهاي خود استفاده كرد ، وي با بزرگان بسياري به تمرين پرداخت و با آنها تبادل دانش نمود ، جون ري استاد بزرگ تكواندو از جمله افرادي است كه سالها با بروس به تمرين پرداخته است . جمعي از پيشگامان فول كنتاكت كاراته همچون جو لونيس ، باب وال مايك استون ، چاك نوريس و . . . نزد وي تمرين نموده اند ، از نقش وي در آفرينش كاراته تماس كامل نبايد چشم پوشي كرد ، هر چند به اين موضوع پرداخته نشده است ، اما بروس تنها راه مهارت در مبارزه و درك كامل از آن را مبارزه تماس كامل با استفاده از لوازم ايمني مي دانسته است كه خود در واقع مفهوم مبارزه آزاد است .

بروس لی به همراه استاد خود ییپ من

 

بروس لي جيت كان دو را خلق كرد ولي هميشه از اينكه نامي براي آن در نظر گرفت پشيمان بود ، چرا كه جيت كان دو يك تفكر و فلسفه است كه همواره پوياست ، هر روز مي توان چيز جديدي ياد گرفت و بر داشته ها افزود ، آنچه بروس آموزش مي داد تركيبي بود از ضربات ساده و كاربردي از ضربات پاي كاراته ، ضربات مشت بوكس ( وي بسيار تحت تاثير محمد علي كلي بوده است ) و حتي فنون گلاويزي كه از استاد بزرگ «جن لبل» فرا گرفته بود . وي اعتقاد داشت كه راه ساده و مستقيم بهترين راه است در جلد اول كتاب وي از سري كتاب هاي « شيوه رزمي بروس لي » كه به « آموزش تكنيك هاي دفاع از خود » مي پردازد شاهد هستيم كه ضربات ساده و كاربردي هستند و دفع حمله با يك يا دو حركت پايان مي يابد .

بروس لي جيت كان دو را خلق كرد چون نياز به تغيير را درك كرده بود ، چرا كه ذهن خود را آماده پذيرش مطالب جديد ساخته بود ، جيت كان دو فلسفه يافتن و استفاده از بهترين ها براي يك رزمي كار است . آيا شما داراي چنين توان و دانشي هستيد ؟

«جرج ديلمن» استاد بزرگ هنر هاي رزمي نظر جالبي در مورد جيت كان دو دارد : هنر بروس لي ، هنر بروس لي بود و با بروس لي مرد . منظورم اين است ، كه اگر او امروز راه بهتري مي يافت بعضي چيزها را عوض مي كرد . اگر شما راه بهتري براي اجراي مشت و لگد داشتيد ، او آن را امتحان مي كرد و اگر واقعا بهتر بود آنرا بكار مي گرفت .» اين است مفهوم جيت كان دو واقعي .

 

منبع : ماهنامه ورزشي رزم آور- شماره 98 / نوشته : عليرضا فدايي خوي.(اقتباس شده از وبلاگ:mjkd.blogfa.com)

|+| نوشته شده در  دوشنبه دهم مهر 1385 ساعت 22:22  توسط م ذ  | 

شنا روی دو انگشت و اجرای ضربه فقط از فاصله 1 اینچ !!

سلام خدمت شما بازدید کنندگان گرامی

بالاخره تصمیم گرفتم قسمتی کوتاه از نمایش دهه ی 60 بروس لی را درمسابقات لانگ بیچ قرار دهم٬ نمایشی که خود بنده نیز به سختی آن را پیدا کردم و بدون شک در ایران افراد محدودی این تصاویر را مشاهده کرده اند...

  امروز قسمت کوتاهی از این نمایش را به شما تقدیم می کنم:

این نمایش مربوط به شنا روی دو انگشت و اجرای ضربه ی معروف یک اینچی (۲.۵cm) توسط بروس لی می باشد. با مشاهده ی حرکت شنا از جانب بروس لی به عضلات بسیار قدرتمند بدن وی و همچنین مکانیزم تغییر وزن بدن پی می برید که در میان رزمی کاران خارق العاده است. و در مورد ضربه ی یک اینچ شخصی که در مقابل بروس لی ایستاده از شاگردان معروف چاک نوریس قهرمان کاراته ی امریکاست و جالبه بدونید که پس از دریافت ضربه از شدت درد یک هفته سرکار نرفت !!

اجرای این نمایش ها بود که بروس لی بزرگ را به جامعه ی رزمی و سینما معرفی کرد.

بروس لی در حال اجرای ضربه معروف یک اینچ

Download

پسورد فایل فشرده:bruce-lee.blogfa.com

موفق باشید ...

|+| نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1385 ساعت 19:14  توسط م ذ  | 

بخشی از کتاب تائو (نویسنده:بروس لی)
اگر توسط يک تبهکار مورد حمله قرار گرفتيد چه کار مي کنيد؟ آيا جلوي او ايستاده و مبارزه مي کنيد؟يا خيلي ببخشيد مي زنيد به چاک؟اما اگر همسرتان همراه شما باشد چه کار مي کنيد؟ آيا اين جا مي شود در رفت؟ اين ها مسائل بسيار مهمي هستند.
بروس در صحنه ای از فیلم رئیس بزرگ

اگر روزنامه اي برداريد و صفحه حوادث را بخوانيد  ملاحظه مي کنيد که عده اي نه تنها در جاي خلوت بلکه در ملاء عام مورد حمله قرار گرفته اند.يک ضرب المثل قديمي مي گويد : ((از پيش آگاه شدن از پيش آماده شدن است ))
و هدف من از اين رهنمود  دفاع از خود نه تنهابلکه هشدار به شما است بلکه آماده کردن شما با دانش عملي در برابردشمن مي باشد بدون اينکه به قدرت و هيکل او توجه شود.
دفاع از خود شوخي نيست شما بايد طوري مبارزه کنيد که صدمات شديدي به شما وارد نشود و توقع صدمه خوردن هم داشته باشيد.
روشي را که براي دفاع از خود مي خواهم تشريح کنم از صدمه خوردن شما جلو گيري نخواهد کرد اما اين شانس را به شما خواهد داد که بدون اين که صدمات مهمي بر شما وارد آيد پيروز شويد.شما مجبوريد اين موضوع را بپذيريد و اگر ضربه اي از حريف بخوريد ضرورتا بايد آن را فراموش کنيد و با ضد حمله حريف راشکست دهيد.
اين موضوع را در ذهن داشته باشيد:زماني که از سوي يک تبهکار مورد حمله قرار گرفتيد او هيچ موقع تصور ندارد که شما از خود دفاع مي کنيد و پيش ذهنيتي دارد که شما را شکست مي دهد و شما با دفاع از خود و مقاومت در برابر او غافلگيرش مي کنيد و اين به لحاظ روانشناسي پنجاه در صد بر شخصيت او تاثير مي گذارد.

اگر به هنگام شب  يا خلوت به تنهايي پياده روي مي کنيد

 چنانچه گوش به زنگ و هشيار باشيد احتمال حمله به شما کمتر بوده
 و با موفقيت مهاجم را خنثي مي سازيد. 
مواظب افرادي که از پشت سر به شما نزديک مي شوند باشيد
به گامهايي که به شما نزديک مي شوند خوب گوش کنيد
 به سايه هايي که به شما نزديک مي شوند خوب توجه کنيد
 هميشه در خيابان ها از کنار پياده رو ها و از قسمت کنار خيابان راه برويد
 اين کار باعث مي شود که کسي که مي خواهد از داخل مغازه به شما حمله کند
 خودش را لو بدهد

بروس لی فقید

 دقيقا به همين علت به شما پيشنهاد مي کنم در کوچه ها از وسط کوچه عبور کنيد
 بيشترين مهاجمين وقتي موفق مي شوند که حس ترس را در چهره شما ببينند

اگر شما حس ترس را از خود دور کنيد نيمي از موفقيت او را خنثي کرده ايد
 و نيمي ديگر را با ضد حمله از بين مي بريدايجاد سر و صدا نيز
 باعث ترس مهاجم مي شود.
اميدوارم که شما را نترسانده باشم و باعث نشده
 باشم که تصور کنيد که عبور از خيابانها امنيت ندارد.
قصد من چنين نيست اما با گزارش روزنامه ها شاهد افزايش
 حملات بر افراد بي گناه هستيم.
ويژگي خاص کونگ فو در شرايط دفاعي اين است که هر لحظه
 يک جريان پيوسته اي را بصورت
منظم دنبال مي کند دفاع حمله است و حمله دفاع هر يک
 علت و معلول ديگري است فنون آن روان و کوتاه و بي نهايت سريع است.
ويژگي خاص کونگ فو در شرايط دفاعي اين است که هر لحظه يک جريان پيوسته اي را بصورت منظم دنبال مي کند دفاع حمله است و حمله دفاع
 هر يک علت و معلول ديگري است فنون آن روان و کوتاه و بي نهايت سريع است.
آنها مستقيم به يك نقطه هدايت مي شوند و هيچ گونه حركت زايدي در آن وجود ندارد. سادگی يك واژه كليدي در اين (هنر)مي باشد.
با حداقل انرژي حداكثر حركت انجام مي شود اين هنر را هم زنان و هم مردان مي توانند آموزش ببينند.
افراد قد متوسط اغلب از مهاجميني كه هيكل درشت و قيافه  بد خلقي دارند مي ترسند و به همين دليل در برابر آنها از خود مقاومتي نشان نمي دهند.
چنين مهاجميني فقط ظاهرشان خطرناك و توانايي آنها براي صدمه زدن كم مي باشد.چنين افرادي فكر مي كنند كه افراد ريز جثه از هيكل و قيافه آنها مي ترسند اما شما گول نخوريد.
هرگز به هيكل درشت و قيافه وزبان بد كسي توجه نكنيد.اين موارد ويژگي هاي روانشناسي افراد است وربطي به استقامت وتوانايي آنها ندارد.
شايد اينها عوامل موثري باشد اما براي كسي كه ارزش واقعي را در ظاهر نمي بيند چنين نيست و به قول معروف:(هر اندازه بزرگتر باشد سنگين تر مي افتد)
.اژدها وارد می شود
هيكل هرگز نشانگر قدرت و توانايي واقعي عظلات نيست.استادان بوكس چيني بيشتر به اين امر واقف هستند.
اغلب افراد كوچكتر با توانايي انعطاف پذيرتر سرعت پا و حركات تند مي توانند تعادل نيرو داشته باشند.
اين موضوع را به خاطر داشته باشيد وقتي شما وارد عملي مي شويد و با حريف خود وارد مبارزه مي شويد چنانچه نقطه ضعف او را پيدا كنيد مي توانيد به راحتي تعادل او را به هم بزنيد
و بر قسمت بالاتنه و صورت او حمله ور شويد و او را شكست دهيد.
همچنين توجه داشته باشيد وقتي كه شما ترديد يا توقف مي كنيد شخص قوي تر اين فرصت را به دست مي آورد كه سنگيني خود را روي شما بياندازد اما اگر به حركت خود ادامه دهيد او موفق نمي شود
 به خصوص كه شما از او سريع تر هستيد.
نكته مهمي كه قابل ذكر است اين است كه وقتي تبهكار به شما حمله مي كند تنها متمركز رسيدن به هدفش مي باشد و به ندرت به فكر عكس العمل شما مي باشد.
اگر عكس العملي انجام دهيد كه او توقع آن را نداشته باشد باعث مي شود پنجاه درصد از حمله او خنثي شود و حتي كاملا دست كشد.

منبع:martial-arts.blogfa.com

|+| نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385 ساعت 1:16  توسط م ذ  | 

هوشیاری
بروس لی در حال دفع ضربه دان اینو سانتو

عکس العمل سریع دست و پای بروس لی یکی از هنرمندان رزمی سرشناس را دچار حیرت نمود.بروس تمایل داشت مشتها و لگدهایش را درست قبل از لحظه ای که حریف مشت و لگد خود را روانه ی وی می سازد، پرتاب نماید.

همه ی کسانی که برای اولین بار او را می دیدند چنین به نظرشان می رسید که او صاحب نوعی غریزه ی خاص یا حس ششم است که امکان خواندن افکار درونی مردم را به او می دهد !

شاید مبارزه با فردی نظیر وی برای عده ی زیادی مایوس کننده بود . زیرا بدون آنکه حتی فرصت یک چشم به هم زدن را به حریف بدهد، به سرعت بر او غلبه می یافت.

راز عکس العمل سریع بروس لی در حس هوشیاری پرورش یافته ی او که در نتیجه ی سالها تعلیم و تمرین توسعه یافته بود، نهفته و مکمل تکنیکهای دست و پای او محسوب می شد.

سریع بودن صرف حرکات دست و پا لزوما" بدان معنا نیست که شما می توانید با مشت و لگد حساب حریفتان را برسید.به بیانی دیگر، سرعت صرفا" ضامن آن نیست که ضربه ی شما قبل از آنکه ضربه ی حریف به شما اصابت کند، به او بخورد.اما توسعه ی حس هوشیاری، سانس شما در غلبه کردن بر او به طور چشمگیری افزایش می یابد.

منبع:شیوه رزمی بروس لی جلد ۲

نظر یادتون نره !!  

|+| نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1385 ساعت 1:5  توسط م ذ  | 

گالری 3

بروس لی سلطان کونگ فو

عکس 41 عکس 42 عکس 43 عکس 44
عکس 45 عکس 46 عکس 47 عکس 48
عکس 49 عکس 50 عکس 51 عکس 52
عکس ۵۳ عکس 54 عکس 55 عکس 56
عکس 57 عکس 58 عکس 59

عکس 60

امیدوارم خوشتون امده باشه

نظر فراموش نشه !!

 

دوستانی که تمایل دارند عکس ها را از خود وبلاگ و یکجا با هم مشاهده کنند بر روی ادامه مطلب کلیک نمایند.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  شنبه یکم مهر 1385 ساعت 13:19  توسط م ذ  |