کلیپی که امروز مد نظر دارم برایتان فرار دهم مربوط می شود به مهارت بالای بروس لی در آموزش مفاهیم فنون رزمی به شاگردانش همچون (جیمز کابورن٬ کریم عبدالجبار و ...) که نشان می دهد وی معلم بسیار خوبی نیز بوده است و شاگردان وی امروز از برترین رزمی کاران هستند...
در این تصویر چی سائو (دستهای چسبناک)٬ ضربه جانبی و ضربه چرخشی به طور مختصر اما واضح توسط استاد بروس لی و شاگردانش نشان داده می شود.
امیدوارم مورد توجهتون قرار بگیره ...

موفق باشید...

آغاز ســــــــــــال ۱۳۸۷ را به تمامی هم میهنان عزیزم تبریـــــک عــــــرض مـــی کنم.
امیدوارم سالی سرشار از موفقیت و بهروزی را پیش رو داشته باشیم . ان شاء...
مجموعه هشتم از گالری تصاویر استاد بروس لی را تقدیم می کنم به شما دوستان عزیز :

| عکس 141 | عکس 142 | عکس 143 | عکس 144 |
| عکس 145 | عکس 146 | عکس 147 | عکس 148 |
| عکس 149 | عکس 150 | عکس 151 | عکس 152 |
| عکس 153 | عکس 154 | عکس 155 | عکس 156 |
| عکس 157 | عکس 158 | عکس 159 | عکس 160 |
امیدوارم مورد توجهتون قرار بگیره !
دوستانی که تمایل دارند عکس ها را از خود وبلاگ و یکجا با هم مشاهده کنند بر روی "ادامه مطلب" کلیک نمایند.
موفق باشید ...
ادامه مطلب

آموزش قدرت و انعطاف پذیری٬ یک «باید» است. باید از قدرت برای حمایت از تکنیک هایتان استفاده کنید. تکنیک ها به تنهائی خوب نیستند مگر این که از آنها با قدرت و انعطاف پذیری حمایت کنید.
بروس لی
بروس لی

این حرف بروس لی را میلیون ها امریکایی در تابستان ۱۹۷۱ شنیدند. وی این حرف را در اولین حضور خود خود در اولین اپیزود «خیابان طولانی» که مجموعه ای تلویزیونی بود و در آن جیمز فرانسیسکاس نقش یک کارگاه خصوصی نابینا را بازی می کرد٬ گفت. این مجموعه - و لی تسونگ٬ مربی جیت کان دو در «لانگ استریت» یعنی شخصیتی که بروس لی بازی می کرد - از چنان محبوبیتی برخوردار شد که موفقیت مجموعه «زنبور سبز» در پنج سال قبل از آن را به یاد می آورد و لی بزودی بیش از ستاره مجموعه طرافدارانی پیدا کرد که به او نامه می نوشتند.
این حرف ها را به خاطر یادآوری خاطرات گذشته نزدم٬ بلکه می خواهم تاکیدی را که بروس لی بر استقامت بدنی که این روزها عموما" به آن بعنوان نرمش های اروبیک گفته می شود را٬ یادآوری کنم. هر چند فیلنامه «خیابان طولانی» توسط استرلینگ سیلی فانت نوشته شده بود نظریات لی به دست خود او در حاشیه نسخه ای از فیلمنامه که در دست او بوده نشان می دهد که او تغییرات زیادی در فیلمنامه ایجاد کرده بوده که بعدا" آن تغییرات در آخرین قسمت سریال بکار بسته بودند٬ از جمله نقل قولی که وی در ابتدای این فصل آمده و بر نیاز به تحرک داشتن برای دوره های زمانی طولانی که همانا استقانت داشتن است تکیه می کنند.
یادم می آید براندون٬ پسر بروس لی و لیندا یک بار به من گفت که از نظر او تمرینات اروبیک یا قلبی عروقی «قدرت واقعی» هستند٬ زیرا آمادگی قلبی عروقی در فعالیت های روزمره ما بیشتر به کار می آید تا برداشتن اجسام سنگین (یعنی تمرینات قدرتی).
بر اساس توضیحات براندون لی٬ «اگر سعی کنید سه دقیقه تمرین «نای» را انجام دهید٬ هر چقدر هم عضلات شما بزرگ باشند٬ اگر یک سیستم قلبی عروقی واقعا" خوب نداشته باشید٬ در ظرف حدود چهل و پنج ثانیه می میرید.»

چقدر این حرف درست است: یادم می آید بعد از صحبت با براندون٬ سعی کردم سه دقیقه این تمرین را انجام بدهم و یکمرتبه حس کزدم دل و روده ام دارد بالا می آید. دلیلش چه بود؟ من استقامت کافی نداشتم!
جالب اینکه اگر چه مزایای تمرینات استقامتی غالبا" به هنرآموزان ورزش های رزمی یادآوری می شود ولی تعداد بسیار کمی از مربیان فعلی رشته های رزمی تمرینات قلبی عروقی را بعنوان بخشی از برنامه های تمرینی خود بکار می گیرند. ابلته استثناهائی هم وجود دارند٬ ولی در کل٬ تمرینات استقامتی چون دویدن به کار رفته اند٬ و جای خود را به تمریناتی مثل کاتا و تکنیک های مرگبار داده اند. این اسباب تاسف است٬ زیرا اگر شما مقاومت بدنی لازم برای انجام تمرینات را نداشته باشید٬ کارتان بی فایده خواهد بود.
همه می دانند از نظر بروس لی٬ دویدن٬ مهمترین ورزش برای بالا بردن مقاومت بدن خواهد بود. او هر روز تا جایی که می توانست می دوید و کاری نداشت که هوا آفتاب یا بارانی باشد و به این ترتیب قدرت بدنی برای مبارزه را حفظ می کرد (بدن زیبا و سلامتی کامل او٬ محصول فرعی این تعهد به تمرینات قلبی عروقی بود.)

در واقع٬ لی اعتقاد داشت که ابزار یا اسلحه های طبیعی ای که در دسترس رزمی کارها قرار دارند٬ در همه دنیا یکسان هستند و آنها چیزی نیستند جز دو دست و دو پا. در هر حال مهم این است که این «ماشین» را چطور راه بیندازید تا به خود فرصت استفاده موثر از این سلاح ها را بدهید. از خود بروس لی نقل قول می کنم:
«مگر اینکه آدمهایی باشند که سه و چهار پا داشته باشند٬ مگر این که ما گروه دیگری از آن آدمها داشته داشته باشیم. چرا اینطوری است؟ برای اینکه ما دو پا و دو دست داریم. مهمترین نکته این است که چگونه از این اعضا تا حد نهایت استفاده کنیم. در مورد راهها (برای مثال هندسه اعضایی که با آنها حمله می کنید)٬ این اعضا را می توان در مستقیم٬ منحنی٬ بالا٬ پائین و دایره ای به کار انداخت. ممکن است کند باشند٬ ولی با توه به شرایط٬ گاهی ممکن است کند هم نباشند. در مورد پاها٬ شما می توانید به طرف بالا٬ مستقیم و امثال آن لگد بزنید. درسته؟ بنابراین از نظر جسمی٬ شما ناچارید از خود بپرسید٬ «چگونه می توانم همه اعضایم را با یکدیگر هماهنگ کنم؟» خب! این یعنی شما باید تبدیل به ورزشکاری بشوید که همه آن جزئیات را در تمرینات در نظر بگیرید و انجام بدهید.»
مسلما" درست است! و همان طوری که بروس لی گل سرسبد رزمی کاران شد - و همان طور هم ماند - شرطی سازی و بصیرت های او استانداردی برای این فن شد.
وی اعتقاد داشت که همه فعالیت های مربوط به استقامت بدنی (که او آنها را بسیار زیاد انجام می داد٬ از دویدن گرفته تا دوچرخه سواری تا مشت زدن و لگد زدن به کیسه سنگین) باید بر مبنای پیش رونده ای اجرا شوند. همان طور که زمانی که نیروی عضلانی شما به سطح خاصی می رسد٬ باید وزنه را زیاد کنید٬ باید هنگامی که بدن به سطوح قلبی عروقی خاصی هم می رسد٬ درخواست های تحمل و مقاومت خود را از بدنتان بالا ببرید. به گفته بروس لی:
«برای رسیدن به این هدف٬ دو راه پیش رو دارید: یا باید هر روز به مسافتی که می دوید اضافه کنید تا وقتی که ارضایتان کند. راه دوم نظارت بر پیشرفت است. البته آرام شروع کنید و سپس بتدریج که شرایط بدنی شما پیشرفت می کند٬ به سرعت بیفزائید. همه این تمرینات باید این گونه نتیجه بدهند که تنفس و ضربان قلب شما از نظم فزاینده ای برخوردار باشند و در (در تمرینات شدید) یک حس تحمل ناپذیر را تجربه کنید٬ ولی ضرورتی ندارد بترسید. آن نقطه حد نهائی انرژی بدنی فرد است. اگر بیماری قلبی ندارید٬ کمی استراحت کنید٬ حالتان خوب می شود. فقط از طریق این تمرین اجباری دشوار است که انرژی بدنی فرد می تواند بطور مستمر٬ بیشتر شود.»
در سیستم شرطی سازی لی مسئله پیشرفت بسیار مهم بود٬ مخصوصا" اگر به شرطی سازی اروبیک مربوط می شد. برای مثال٬ بروس لی هنگامی که می توانست بر شیوه های فوق مسلط شود و سرعت دویدن و مسافت دویدن را زیاد کند٬ وزنه هایی را به تمرینات خود اضافه می کرد تا پیش رفتن٬ دشوارتر می شود. به قول لی:
«روش های فوق٬ روش های معمولی هستند. اگر می خواهید به سطح بالاتری برسید٬ باید تمرینات بدنی فوق العاده ای را انجام بدهید. مثلا" در حالی که باری را به پشت دارید٬ از تپه ای بالا بروید. در بعضی از شرایط٬ از دو قوزک پا٬ مچ دستها و کمر هم می توان وزنه های را با تسمه بست. این کار به ورزشکار امکان تغییر وزن وزنه ها را می دهد. شما می توانید با ۴ یا ۵ کیلو شروع کنید٬ سپس طبق معمول مسافتی را بدوید. دقت کنید که هر روز آن مسافت را تمام کنید. اگر حس کردید که کار دارد ساده می شود٬ یکی دو کیلو به وزنه ها اضافه کنید تا وقتی که به ده کیلو برسید. سپس این تمرین انرژی٬ ظرفیت و تحمل بدن را بالا می برد.»
این تمرینات طلایه دار تمریناتی بودند که به عنوان تمرین راه رفتن قدرتی و تمرین دستهای سنگین شناخته می شدند و در آن افراد٬ با تمرینات اروبیک درگیر می شدند٬ ولی در عین حال به اعضای بدن یا کمر خود وزنه هایی را هم می بستند تا تناسب اندام خود را بهتر کنند.
ادامه دارد...
منبع: کتاب "بدنسازی به روش بروس لی" تالیف"جان لیتل"
برداشت با ذکر وبلاگ و منبع امکان پذیر می باشد.

احتمالا" منظره ی مضحکی بود که: دو مرد میانسال در حالی که کلاه محافظ به سر داشتند و دستکشهای بوکس در دست٬ در محوطه ی مخصوص ماشین رو خانه ای واقع در حومه شهر٬ به شدت در حال کوبیدن یکدیگر بودند. ولی واقعیت این بود که من (جو هیامز) و استرلینگ سیلفانت در حال تمرین تعدادی از فنون جیت کان دو که بروس لی به ما آموخته بود٬ بودیم.
به این فکر بودم که به بروس نشان دهم که به چه میزانی حرکات را آموخته ام که همین امر باعث پرت شدن حواسم شد. من بیشتر سعی بر پیشی گرفتن از حرکات استرلینگ داشتم٬ نه اینکه بخواهم به آنها پاسخ دهم و بیشتر به فکر استفاده از پاهایم بودم٬ به جای آنکه بگذارم تمرینها خود وضعیت من را تثبیت کنند. حواسم متوجه همه چیز بود به جز هدف فعلی٬ کسب پوئن و برتری.
بروس لی فریا زد: «بسیار خوب٬ کافی است.» او که داور مسابقه بود٬ ادامه داد: «حرکات شما به حرکات فیلها و لگدهایتان به لگدهای اسبان سرکش و ضربانتان همانند تلگراف ساموئل مورس می ماند.»
سپس بروس توجهش را به من معطوف ساخت و گفت:
«جو! شما به جای گرفتن جلوی حرکات حریفتان٬ جلوی ضربه ی او را بگیرید و خود ضربه ای وارد کنید. نمی دانم حواستان کجاست ولی هر جا هست٬ قطعا" در جایی که باید باشد٬ نیست. شما باید به فکر وارد کردن فشار بر استرلینگ باشید تا بتوانید حرکات پا٬ تعادل و قابلیت جابجایی او را برهم زنید. ببینید چقدر انرژی تان را از دست داده اید و هیچ کاری صورت نداده اید.»
این انتقادی بود که با این جمله پایان یافت:
«چند بار به شما گفتم که تمام انرژی ذهن و جسمتان را در آنه واحد روی یک هدف متمرکز سازید. رمز کیمه (انسجام افکار) حذف تمام افکار زائد است٬ افکاری که در رسیدن به هدف فعلی شما نقشی ندارند.»
پس از آنکه با بروس لی تنها ماندم٬ او شروع به گپ زدن با من کرد:
«یک هنرمند رزمی ماهر فکرش را در یک مقطع زمانی مشخص بر یک موضوع متمرکز می سازد٬ او هر مشکلی را دقیقا" در موقعی که واقع می شود٬ می پذیرد و با پایان یافتن آن موضوع٬ فکرش را نیز از آن برگرفته و بر موضوع بعدی متمرکز می سازد. مانند یک استاد ذن٬ او نگران گذشته و یا آینده نیست و فکرش فقط مشغول چیزی است که در حال جریان دارد. زیرا فکرش منسجم و متمرکز است و آرامش در او حاکم است و قادر است نیرویش را ذخیره کند. بنابراین در ذهنش جای خالی برای یک فکر دارد. این فکر می تواند تمامی وجود او را اشغال کند٬ مانند آبی که تمامی کوزه را پر می کند. شما مقدار بسیار زیادی از انرژی بدنتان را به هدر دادید. زیرا افکارتان را در یک نقطه متمرکز نساختید. همیشه به خاطر داشته باشید: در زندگی٬ همچنین در تشک مسابقه افکار غیر منسجم یا غیر متمرکز موجب هدر رفتن انرژی تان می شوند.»
پرسیدم:«و اگر من قادر به خالی کردن ذهنم از افکار پراکنده نباشم٬ چه می شود؟»
او خندید و معماوار جواب داد:
«خوب در آن صورت فکرتان منسجم نیست.»

وقت زیادی صرف کردم تا به کیمه تسلط یافتم و هنوز راهی بس طولانی در پیش دارم٬ ولی به خوبی دریافته ام که هر وقت افکارم منسجم است تمامی نیروی ذهنی و جسمی من به هم پیوسته و متمرکز می شود. در طی روزهایی که با تمرکز حواس کامل مشعول کار هستم٬ کار بیشتری انجام می دهم و در پایان کار خستگی کمتری نسبت به روز هایی که به آسانی افکارم پریشان می شود٬ احساس می کنم.
منبع:کتاب "ذن در هنرهای رزمی" نوشته "جو هیامز"
برداشت با ذکر وبلاگ و منبع امکان پذیر می باشد.

«مربی متکی بر روش خاص یا تکرار تمرینات نیست٬ بلکه بر عکس٬ او یکایک شاگردانش را مورد بررسی قرار می دهد و شور و هیجان خودیابی را چه از درون و چه از برون در آنان بیدار می کند٬ تا جایی که نهایتا" فرد با وجود خود هماهنگ و تکمیل می گردد. چنین روش تدریسی که در واقع اصلا" تدریس نیست٬ مستلزم داشتن روحی انعطاف پذیر و حساس است که این روزها خیلی دشوار پیدا می شود.
حتی پیدا کردن شاگردان جدی و مشتاق نیز به همان اندازه سخت است. خیلی از آنان فقط برای مدت ۵ دقیقه اشتیاق یادگیری دارند٬ خیلی ها با افکار پلید به آموختن کونگ فو مشغول می شوند و متاسقانه اکثر آنها هنرجویان درجه دویی هستند که از خود هنری ندارند و اساسا" از عمل دیگران تقلید می کنند.»
برگرفته از یادداشت های شخصی بروس لی در کتاب "بروس لی مردی که فقط من شناختم" نوشته: لیندا لی کدول
طبق وعده ی قبلی و البته با کمی تاخیر دو کلیپ فلش دیگر نیز به مناسبت سالروز تولد آن مرد بزرگ (بروس لی کبیر) در وبلاگ قرار می دهم. این دو کلیپ فلش نسبت به کلیپ های قبلی با کیفیت تر و زیباتر می باشند.
|
|
|
امیدوارم مورد توجهتون قرار بگیره !
موفق و پیروز باشید...
سلام خدمت بازدید کنندگان گرامی !
درست همانند دو روز قبل (۲۷ نوامبر ۱۹۴۰) یکی از بزرگترین انسانهای جهان چشم به جهان گشود. انسان بی نظیری که بدون شک همانند او نخواهیم یافت ...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سالروز تولد بروس لی فقید را به شما تبریک می گویـم!

انسانی که:
»هنرهای رزمی را متحول کرد.
»ضرباتش چون رعد سریع و از درون حریف را متلاشی می ساخت.
»تخته های چند اینچی را رها کرده و قبل از رسیدن به زمین با یک ضربه ی جانبی آن را به چند تکه تقسیم می کرد!
»ضربات قوی از فواصل کوتاه که با اصول ذن و هندسه ی خاص ابداع نمود.
»برای هر ضربه اش فلسفه ای داشت که او را متمایز می کرد.
»وی قادر بود انرژی بدنش را در یک واحد متمرکز کند و با اختیار خودش و در زمان مناسب آن را آزاد نماید همانند مشت یک اینچی اش.
»استاد بلامنازع اصول ذن در هنرهای رزمی بود.
»علاوه بر این بر تمامی سلاح های سرد تسلط کامل داشت.
»کونگ فو را کاملا" علمی دنبال می کرد که در این زمینه بی نظیر است.
»اگر آلبرت انیشتین یک نابغه در فیزیک باشد بروس لی نیز یک نابغه در هنرهای رزمی بود.
»او از محدود انسان هایی بود که خودش را شناخته بود و به درونش سفر کرده بود.
»هیچ گاه تسلیم نفسش نمی شد و از بعد روحی بی نظیر بود.
»به هیچ وجه مشروب نمی خورد و لب به سیگار نمی زد.
»با قدرت اراده ی خارق العاده اش قادر به انجام هر کاری می بود.
»هر روز به شدت تمرین می کرد و علاوه بر این اغلب در مورد تاکتیک ها فکر می کرد و نتایج تفکراتش را بر روی کاغذ یادداشت می کرد.
»در مورد هر سبکی مطالعه کرده و بهترین تکنیک ها را گلچین و در سبک بی نظیرش به کار می برد.
»دارای قدرت تمرکز بسیاری بود به طوری که با تسلطش رزمی کاران سرشناش را دچار حیرت می نمود!
»دیگر بزرگان عرصه ی رزم در کنار او چون شاگردی می ایستادند.
»در مبارزه همه فکر می کردند افکار حریفش را می خواند زیرا درست زمانی که حریف می خواست واکنشی نشان دهد قبل از آن وی پاسخ می داد.
»یک انسان بسیار باهوش و خلاق به طوری که در منزلش وسایل رزمی فراوانی دیده می شد که همه را خودش ابداع و درست می کرد.
»از نظر بدنی بسیار ورزیده بود و همه عضلاتش را مدیون خلاقیتش در زمینه ی استفاده از وزنه ها و انجام تمارین خاص ایزومتریک می دانست.
»به هیچ وجه برای حجیم کردن عضلاتش از وزنه استفاده نمی کرد و تنها هدف وی افزایش قابلیت ها و قدرتمند کردن آنها بود.
»هیچ کدام از عضلات بدنش از تمارین بسیار سخت در امان نمانده بودند.
»تمارینی که به راستی هر انسانی قادر به انجام آن ها نبود.
»در مقابل اساتید خشک و سرسخت چینی که معتقد بودند کونگ فو نباید به غیر چینی ها آموزش داده شود ایستاد تا
»کونگ فو را به جهانیان معرفی نماید .
»از دعوا روی گردان بود مگر مجبور شود:
»در مبارزاتش در یک چشم به هم زدن حریف را ضربه فنی می کرد ولی واقعا" به او آسیب نمی رساند در عین حال نقاط ضعفش را به او می فهماند!
»در زمانه ی خود فرد شماره ۱ هنرهای رزمی جهان و به اعتقاد اکثر صاحب نظران نابغه ی تکرار نشدنی این هنرها در تمامی ادوار است.
»وی نظریه ی وزن و آرامی که از اصول قدرت در مدارس رزمی محسوب می شوند را با نشان دادن سرعت و قدرت عجیبش دگرگون و باطل نمود.
»هنرهای رزمی شرقی و غربی را با یکدیگر ترکیب و سبک بی نقصش (جیت کان دو) را به وجود آورد.
»سبکی که اصلا" محدود نیست و همانند آب سازگار با هر شرایطی است.
»حرکات خاصی انجام می داد که دیگران از انجامش عاجز بودند.
»اساتید زیادی را پرورش و به هنرهای رزمی تحویل داد.
»با دیدن فیلم های او انسان زیادی (جه مرد و چه زن) به هنرهای رزمی گرایش پیدا کردند.
»از محدود کسانی بود که خیلی زود رشد و مراتب ترقی را طی کرد.
»بنیانگذار فیلم های رزمی مدرن گشت.
»همچنین بزرگترین بازیگر این فیلم ها .
»قدرت بازیگری بسیار زیادی داشت نه فقط اکشن بلکه از عهده های سایر نقش ها نیز بر می آمد.
»یکی از مشهورترین مردان جهان است به طوری که در دورترین مناطق او را می شناسند.
»تاثیر گذاری او در جهان و میلیون ها نفر بی نظیر است.
»انسان والایی بود و همواره در کمک به دیگران پیش قدم می شد.
»برای همسرش مردی مهربان و برای فرزندانش پدری دلسوز بود.
»برای دوستان واقعی اش بهترین دوست بود.
»بارها به او پیشنهاد شده بود در پروژه های آدم کشی شرکت کند و با اینکه پول خوبی عایدش می شد هرگز زیر بار نمی رفت.
»به عنوان یک رزمی کار خارق العاده و به عنوان یک انسان بی نظیر بود.
»سینمای اکشن را در جهان متحول کرد.
»راه را برای بازیگران رزمی کار چینی در امریکا باز کرد.
»بین سینمای آسیا و هالیوود امریکا ارتباط برقرار کرد.
»کتب و نظریات فراوانی از خود به یادگار گذاشت :
»کتبی که در تاریخ هنرهای رزمی همانند خود او بی نظیر هستند.
»البته این کتب فقط می توانند ذره ای از اندوخته های فراوان وی را نشان دهند.
»الگوی میلیون ها نفر در سراسر جهان گشت.
»با درخشش مکتب جدیدی در چین و امریکا و بسیاری از کشورهای جهان به وجود آورد که تا به امروز پابرجاست.
»معبد شائولین و بسیاری از مدارس رزمی جهان و افرادی که در علوم غریبه و سایر علوم (من جمله فیزیک) فعالیت دارند برای او احترام زیادی قائل هستند.
»یک فیسلوف٬ متخصص و پروفسور فنون دفاع شخصی و جنگ های خیابانی :
»به طوری که نظریات و فنونش به بسیاری از کماندوهای جهان آموزش داده می شود.
»و بلاخره مهم تر از همه اینکه نام خود را در تاریخ نوابغ جهان جاودانه و ثبت نمود.
»بعد از فوت غم انگیز او مردم مدتی با سینماها قهر کردند و افراد بسیاری تلاش کردند از وی تقلید و یا جا پای او بگذارند اما هرگز نتوانستند.
برخی از خصوصیات این انسان بی نظیر را به صورت گذارا برای شما شرح دادم هر چند که ویژگی های در خور توجه بیشتری دارند که در موقع مناسب در وبلاگ قرار خواهد گرفت.
بازهم سالروز تولد بروس لی این مرد بزرگ را به شما تبریک می گویم.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
منبع:وبلاگ http://bruce-lee.blogfa.com
برداشت با ذکر منبع بلامانع است.
بدرود !
هسته اصلی هنرهای رزمی خاور دور هنر گونگ فو (در تلفظ کنتونی به کونگ فو٬ گونگ فو می گویند.) بوده است که اصول و تکنیکهای آن در هنرهای گوناگون دفاع شخصی خاور زمین نفوذ کرده و بر آنها تاثیر نهاده است. از آنجایی که گونگ فو در زیر پرده ای از راز و رمز پنهان بوده است٬ نه تنها در باختر زمین٬ بلکه حتی در بسیاری از کشورهای خاور زمین هنوز ناشناخته است.
قدمت این هنر به چهار هزار سال پیش می رسد. در ابتدای امر- یعنی در اواسط روزگارهای باستان - گونگ فو یک شیوه ی ساده ی ابتدایی بوده است. اما با گذشت قرنها٬ نسلهای بی شمار آموزگاران این شیوه به تدریج آن را کامل کردند٬ درشتی ها را صیقل دادند٬ تکنیکها را بازپردازی نمودند تا آنکه این هنر با برتری قاطع از کوره ی زمان بیرون آمد. بعدها به کمک مطالعات کالبد شکافی٬ مذاهب و روانشناسی٬ گونگ فو گام بلند دیگری به سوی اوج قله ی دفاع شخصی علمی و فلسفی برداشت. این واقعه در حدود دو تا سه هزار سال پیش رخ داد!
هدف گونگ فو بهبود سلامتی٬ تهذیب ذهن و محافظت از خویشتن است. فلسفه ی آن بر اساس اصول مشترک آیین تائو٬ ذن و آی چینگ (کتاب تغییرات) قرار دارد. اساس این فلسفه ها٬ مدارا با ناملایمات٬ خم شدن بسان فنر و سپس بازگشتن با قدرتی بیشتر است. تا بدین ترتیب حرکات هماهنگ فرد با حرکات حریف بی آنکه جد و جهد یا مقاومتی صورت گرفته باشد٬ تطابق یابد.
تکنیکهای گونگ فو بر اصل تیدیل انرژی و میانه روی بدون افراط و تفریط تاکید دارد نه بر اصل قدرت (یین و یانگ). به این علت است که یک گونگ فو کار هرگز با نیرویی که ایجاد واکنش می کند٬ ضدیت نمی کند و کاملا" هم در مقابل آن تسلیم نمی گردد. گونگ فو کار به همان سادگی فنر انعطاف پذیر است. گونگ فو کار در ایجاد ترکیبی هماهنگ با نیرویی است که قرار است از سوی حریف وارد شود٬ تا بدین ترتیب٬ او مکمل نیروی حریف باشد نه مخالف آن.
سالهاست که وقت خود را صرف «وینگ چان» کرده ام و اجازه ندادم مفاهیمی همچون حریف٬ خود٬ یا تکنیکهای فرموله ذهنم را مشوش کند. من تکنیکهای حریفم را از آن خود کرده ام. کار من حقیقتا" تکمیل نیمه دیگر این «وحدت» (با حریف) بوده است و کنش من همان روش وو - وئی (کنش خود به خودی) است که بر مقتضای شرایط استوار است٬ بی آنکه برنامه ریزی قبلی در کار باشد. تمرین شیوه های ذهنی و تصویرگری و «چی» (تنفس)٬ تنفس و انرژی و غیره را تماما" به یک سو نهاده ام. هیچ کاری وجود ندارد که لازم باشد برای انجام یافتن آن «تلاش کنیم» زیرا هر امری به سادگی جریان می یابد.
بروس لی
اوکلند کالیفرنیا
منبع: کتاب "گونگ فوی چینی «هنر فلسفی دفاع از خود»" نوشته: بروس لی
برداشت با ذکر لینک و منبع بلامانع است.



